[[{"content_id":87376,"content_number":0,"portal_id":87,"lang_id":"fa","content_title":"ایام شهادت سرور وسالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام ) ویاران باوفایش تسلیت باد.","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"سالروز شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین( علیه السلام) ویاران باوفایش تسلیت باد.\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n****( ان الحسین مصباح الهدی وسفینه النجاه)****\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\nالسلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;امام حسین( علیه السلام)\r\n\r\n\r\nدر روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت دومین فرزند برومند حضرت على وفاطمه , که درود خدا بر ایشان باد, در خانه وحى و ولایت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص ) رسید, به خانه حضرت على (ع ) و فاطمه (س ) آمد و اسما را فرمود تا کودک را بیاورد.اسما او را در پارچه اى سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد, آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت\r\nبه روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش , امین وحى الهى , جبرئیل&nbsp; فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا, این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبیر)&nbsp; که به عربى (حسین ) خوانده می شود نام بگذار.چون على براى تو به سان هارون براى موسى بن عمران است , جز آن که تو خاتم پیغمبران هستى .و به این ترتیب نام پرعظمت حسین از جانب پروردگار, براى دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد.\r\nبه روز هفتم ولادتش , فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد, گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه&nbsp; کشت, و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد.\r\n\r\nحسین (ع ) و پیامبر (ص )\r\nاز ولادت حسین بن على (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى که پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز میداشت, به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.\r\nسلمان فارسى می گوید: دیدم که رسول خدا (ص ) حسین (ع ) را بر زانوى خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و&nbsp;پدر&nbsp;بزرگوارانى, تو امام و پسر امام و&nbsp;پدر&nbsp;امامان هستى, تو حجت خدا و پسر حجت خدا و&nbsp;پدر&nbsp;حجتهاى خدایى که نُه نفرند و خاتم ایشان ,قائم ایشان (امام زمان عج ) می باشد.\r\n\r\nانس بن مالک روایت می کند: وقتى از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می دارى , فرمود: حسن و حسین را, بارها رسول گرامى حسن (ع ) و حسین (ع ) را به سینه می فشرد وآنان را می بویید و می بوسید.\r\n\r\nابوهریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است , در عین حال اعتراف می کند که :رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه هاى خویش نشانده بود و به سوى مامی آمد, وقتى به ما رسید فرمود هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته , و هر که با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است.عالیترین, صمیمیترین و گویاترین رابطه معنوى و ملکوتى بین پیامبر و حسین را میتوان در این جمله رسول گرامى اسلام(ص )خواند که فرمود:حسین از من و من ازحسینم\r\n\r\n&nbsp;حسین (ع ) با&nbsp;پدر\r\nشش سال از عمرش با پیامبر بزرگوار سپرى شد, و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم از جهان فروبست و به لقاى پروردگار شتافت , مدت سى سال با&nbsp;پدر&nbsp;زیست.&nbsp;پدرى که جز به انصاف حکم نکرد , و جز به طهارت و بندگى نگذرانید, جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت.پدرى که در زمان حکومتش لحظه اى او را آرام نگذاشتند ,همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند.\r\n\r\n\r\nدر تمام این مدت , با دل و جان از اوامر&nbsp;پدر&nbsp;اطاعت می کرد, و در چند سالى که حضرت على (ع ) متصدى خلافت ظاهرى شد, حضرت حسین (ع ) در راه پیشبرد اهداف اسلامى , مانند یک سرباز فداکار، همچون برادر بزرگوارش می کوشید, و در جنگهاى جمل , صفین و نهروان شرکت داشت.\r\nبه این ترتیب , از&nbsp;پدرش امیرالمؤمنین(ع ) و دین خدا حمایت کرد و حتى گاهى در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می کرد. در زمان حکومت عمر, امام حسین (ع ) وارد مسجد شد, خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن میگفت. بی درنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: از منبرپدرم فرود آى ....\r\n\r\nامام حسین (ع ) با برادر\r\nپس از شهادت حضرت على (ع ), به فرموده رسول خدا (ص ) و وصیت امیرالمؤمنین (ع ) امامت و رهبرى شیعیان به حسن بن على (ع ), فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع ), منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامین پیشوایشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسین (ع ) که دست پرورد وحى محمدى و ولایت علوى بود, همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتى بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ,امام حسن (ع ) مجبور شد که با معاویه صلح کند و آن همه ناراحتی ها را تحمل نماید, امام حسین (ع ) شریک رنج هاى برادر بود و چون میدانست که این صلح به صلاح اسلام و مسلمین است , هرگز اعتراض به برادر نداشت.\r\n\r\n\r\n\r\nدرباره امام حسین&nbsp;(ع)\r\n\r\n\r\n&nbsp;حتى یک روز که معاویه , در حضور امام حسن (ع ) وامام حسین (ع ) دهان&nbsp;آلوده اش را به بدگویى نسبت به امام حسن (ع ) و&nbsp;پدربزرگوارشان امیرمؤمنان (ع ) گشود, امام حسین (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوى معاویه بشکند و سزاى ناهنجاریش را به کنارش بگذارد, ولى امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشى فراخواند, امام حسین (ع ) پذیرا شد و به جایش بازگشت , آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاویه برآمد, و با بیانى رسا و کوبنده خاموشش ساخت .\r\n\r\n\r\nامام حسین (ع ) در زمان معاویه\r\nچون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) به شهادت رسیدند, به گفته رسول خدا (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و وصیت حسن بن على (ع ) امامت و رهبرى شیعیان به امام حسین (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبرى جامعه گردید.\r\n\r\nآکاایران: امام حسین (ع ) می دید که معاویه با اتکا به قدرت اسلام , بر اریکه حکومت اسلام به ناحق تکیه زده , سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامى و قوانین خداوند است و از این حکومت پوشالى مخرب به سختى رنج می برد, ولى نمی توانست دستى فراز آورد وقدرتى فراهم کند تا او را از جایگاه حکومت اسلامى پایین بکشد, چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نیز وضعى مشابه او داشت.\r\n\r\n\r\nامام حسین (ع ) می دانست اگر تصمیمش را آشکار سازد و به سازندگى قدرت بپردازد, پیش از هر جنبش و حرکت مفیدى به قتلش می رسانند, ناچار&nbsp;دندان&nbsp;بر جگر نهاد و صبررا پیشه ساخت که اگر بر می خاست , پیش از اقدام به دسیسه به شهادت رساندن, از این کشته شدن هیچ نتیجه اى گرفته نمی شد. بنابراین تا معاویه زنده بود, چون برادر زیست و علم مخالفت هاى بزرگ نیفراخت , جز آن که گاهى محیط و حرکات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می گرفت و مردم رابه آینده نزدیک امیدوار می ساخت که اقدام مؤثرى خواهد نمود.\r\n\r\nدر تمام طول مدتى که معاویه از مردم براى ولایتعهدى یزید, بیعت می گرفت , حسین به شدت با اومخالفت کرد, و هرگز تن به بیعت یزید نداد و ولیعهدى او را نپذیرفت و حتى گاهى سخنانى تند به معاویه گفت و یا نامه اى کوبنده براى او نوشت .معاویه هم در بیعت گرفتن براى یزید, به او اصرارى نکرد و امام (ع ) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت ...\r\n\r\n\r\n\r\nاباعبدالله\r\n\r\n\r\nقیام حسینى\r\nیزید پس از معاویه بر تخت حکومت اسلامى تکیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند و براى این که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند, مصمم شد براى نامداران و شخصیتهاى اسلامى پیامى بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین منظور, نامه اى به حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد که براى من از حسین (ع )بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان .\r\n\r\nحاکم این خبر را به امام حسین (ع )رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود: انا لله و انا الیه راجعون و على الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل یزید. آن گاه که افرادى چون یزید, (شرابخوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک که حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامى بنشیند, باید فاتحه اسلام را خواند.(زیرا این گونه زمامدارها با نیروى اسلام و به نام اسلام , اسلام را از بین میبرند.)\r\n\r\nامام حسین (ع ) می دانست اینک که حکومت یزید را به رسمیت نشناخته است,اگر در مدینه بماند به قتلش می رسانندش, لذا به امر پروردگار, شبانه و مخفى از مدینه به سوى مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه , همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید, در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت , و این خبر تا به کوفه هم رسید.\r\n\r\nکوفیان ازامام حسین (ع ) که در مکه به سر می برد دعوت کردند تا به سوى آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقیل , پسر عموى خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفى را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه اى روبرو شد, هزاران نفر به عنوان نایب امام (ع ) با او بیعت کردند, و مسلم هم نامه اى به امام حسین (ع ) نگاشت و حرکت فورى امام (ع ) را لازم گزارش داد.\r\n\r\nهر چند امام حسین (ع ) کوفیان را به خوبى می شناخت , و بی وفایى و بی دینیشان را در زمان حکومت&nbsp;پدر&nbsp;و برادر دیده بود و می دانست به گفته ها و بیعتشان با مسلم نمی توان اعتماد کرد, و لیکن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصمیم گرفت که به سوى کوفه حرکت کند.با این حال تا هشتم ذیحجه , یعنى روزى که همه مردم مکه عازم رفتن به منى بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام می خواست خود را به مکه برساند, آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزى با اهل بیت و یاران خود, از مکه به طرف عراق خارج شد و با این کار هم به وظیفه خویش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پیغمبر امت , یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نکرده ,بلکه علیه او قیام کرده است .\r\n\r\nیزید که حرکت مسلم را به سوى کوفه دریافته و از بیعت کوفیان با او آگاه شده بود, ابن زیاد را (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت بنى امیه بود) به کوفه فرستاد.ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویى و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهدید وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت , و مسلم به تنهایى با عمال ابن زیاد به نبرد پرداخت , و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهید شد.(سلام خدا بر او باد).و ابن زیاد جامعه دورو و&nbsp;خیانتکار و بی ایمان کوفه را علیه امام حسین (ع ) برانگیخت , و کار به جایى رسید که عده اى از همان کسانى که براى امام (ع ) دعوتنامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام حسین (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.\r\n\r\nامام حسین (ع ) از همان شبى که از مدینه بیرون آمد, و در تمام مدتى که در مکه اقامت گزید, و در طول راه مکه به کربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان میداشت که :\r\n\r\nمقصود من از حرکت , رسوا ساختن حکومت ضد اسلامى یزید وبرپاداشتن امر به معروف و نهى از منکر و ایستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است وجز حمایت&nbsp;قرآن&nbsp;و زنده داشتن دین محمدى هدفى ندارم .\r\n\r\nو این مأموریتى بود که خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیرى خانواده اش اتمام پذیرد.\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nامام حسین (ع)\r\n\r\nرسول گرامى (ص) و امیرمؤمنان (ع) و حسن بن على (ع) پیشوایان پیشین اسلام,&nbsp;شهادت امام حسین&nbsp;(ع) را بارها بیان فرموده بودند.حتى در هنگام ولادت امام حسین (ع ),رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود. و خود امام حسین (ع ) به علم امامت میدانست که آخر این سفر به شهادتش می انجامد, ولى او کسى نبود که در برابر دستور&nbsp;آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد, یا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را و شهادت را سعادت می پنداشت . (سلام ابدى خدا بر او باد) .\r\nخبر شهادت حسین (ع ) در کربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند. چون جسته و گریخته, از رسول الله (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن على (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدین سان حرکت امام حسین (ع ) با آن درگیری ها و ناراحتی ها احتمال کشته شدنش را در اذهان عامه تشدید کرد.\r\n\r\nبه ویژه که خود در طول راه می فرمود: من کان باذلا فینا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا.&nbsp; هر کس حاضر است در راه ما از جان خویش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد,همراه ما بیاید. و لذا در بعضى از دوستان این توهم پیش آمد که حضرتش را از این سفر منصرف سازند، غافل از این که فرزند على بن ابى طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر, و از دیگران به وظیفه خویش آگاه تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده، دست نخواهد کشید.\r\nبارى امام حسین (ع ) با همه این افکار و نظریه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خویش ادامه داد, و کوچکترین خللى در تصمیمش راه نیافت .سرانجام&nbsp; رفت, و شهادت را دریافت. نه خود تنها, بلکه با اصحاب و فرزندان که هر یک ستاره اى درخشان در افق اسلام بودند, رفتند و کشته شدند,و خون هایشان شن هاى گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقیمانده بسترهاى گناه&nbsp;آلود خاندان امیه) جانشین رسول خدا نیست , و اساسا اسلام از بنى امیه و بنى امیه از اسلام جداست.\r\n\r\n\r\n\r\nدرباره امام حسین&nbsp;(ع)\r\n\r\n\r\nراستى هرگز اندیشیده اید اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین (ع) به وقوع نمی پیوست و مردم یزید را خلیفه پیغمبر (ص ) می دانستند, و آن گاه اخبار دربار یزید و شهوت رانی هاى او و عمالش را می شنیدند, چقدر از اسلام متنفر می شدند, زیرا اسلامى که خلیفه پیغمبرش یزید باشد, به راستى نیز تنفرآور است ... و خاندان پاک حضرت امام حسین (ع ) نیز اسیر شدند تا آخرین رسالت این شهادت رابه گوش مردم برسانند.\r\n\r\nو شنیدیم و خواندیم که در شهرها, در بازارها, در مسجدها, در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نکبت بار یزید, هماره و همه جا دهان گشودند وفریاد زدند, و پرده زیباى فریب را از چهره زشت و جنایتکار جیره خواران بنى امیه برداشتند و ثابت کردند که یزید سگباز وشرابخوار است, هرگز لیاقت خلافت ندارد و این اریکه اى که او بر آن تکیه زده جایگاه او نیست. سخنانشان رسالت شهادت حسینى را تکمیل کرد, طوفانى در جانها برانگیختند, چنان که نام یزید تا همیشه مترادف با هر پستى و رذالت و دنائت گردید و همه آرزوهاى طلایى و شیطانیش چون نقش بر آب گشت.\r\nنگرشى ژرف میخواهد تا بتوان بر همه ابعاد این شهادت عظیم و پرنتیجه دست یافت.از همان اوان شهادتش تا کنون , دوستان و شیعیانش , و همه آنان که به شرافت و عظمت انسان ارج می گذارند, همه ساله سالروز به خون غلتیدنش را, سالروز قیام و شهادتش را با سیاهپوشى و عزادارى محترم می شمارند, و خلوص خویش را با گریه بر مصایب آن بزرگوار ابراز میدارند.\r\n\r\nپیشوایان معصوم ما, هماره به واقعه کربلا و به زنده داشتن آن عنایتى خاص داشتند. غیر از این که خود به زیارت مرقدش می شتافتند و عزایش را بر پا می داشتند, در فضیلت عزادارى و محزون بودن براى آن بزرگوار, گفتارهاى متعددى ایراد فرموده اند.\r\n\r\n\r\nابوعماره گوید: روزى به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسیدم , فرمود اشعارى درسوگوارى حسین براى ما بخوان . وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گریه حضرت برخاست , من می خواندم و آن عزیز می گریست , چندان که صداى گریه از خانه برخاست . بعد از آن که اشعار را تمام کردم , امام (ع ) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن مردم بر امام حسین (ع ) مطالبى بیان فرمود.\r\n\r\n\r\nنیز از آن جناب است که فرمود: گریستن و بی تابى کردن در هیچ مصیبتى شایسته نیست مگر در مصیبت حسین بن على , که ثواب و جزایى گرانمایه دارد. باقرالعلوم , امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که یکى از اصحاب بزرگ او است فرمود: به شیعیان ما بگویید که به زیارت مرقد حسین بروند, زیرا بر هر شخص باایمانى که به امامت ما معترف است , زیارت قبر اباعبدالله لازم میباشد.\r\nامام صادق (ع ) می فرماید: ان زیارة الحسین علیه السلام افضل ما یکون من الاعمال . همانا زیارت حسین (ع ) از هر عمل پسندیده اى ارزش و فضیلتش بیشتر است .&nbsp; زیرا که این زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم است که به جهانیان درس ایمان و عمل صالح می دهد و گویى روح را به سوى ملکوت خوبی ها و پاکدامنی ها و فداکاری ها پرواز می دهد.\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nواقعه ی کربلا\r\n\r\nهر چند عزادارى و گریه بر مصایب حسین بن على (ع ), و مشرف شدن به زیارت قبرش و بازنمایاندن تاریخ پرشکوه و حماسه ساز کربلایش ارزش و معیارى والا دارد, لکن باید دانست که نباید تنها به این زیارت ها و گریه ها و غم گساریدن اکتفا کرد, بلکه همه این تظاهرات , فلسفه دیندارى, فداکارى و حمایت از قوانین&nbsp;آسمانى را به ما گوشزدمینماید, و هدف هم جز این نیست , و نیاز بزرگ ما از درگاه حسینى آموختن انسانیت و خالى بودن دل از هر چه غیر از خداست میباشد, و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضیه بپردازیم , هدف مقدس حسینى به فراموشى می گراید.","content_html":"<h1>سالروز شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین( علیه السلام) ویاران باوفایش تسلیت باد.<\/h1>\n\n<div class=\"carousel slide float-l\" style=\"font-size:12px;line-height:1;font-family:tahoma;position:relative;margin:0px 10px;float:left;height:175px;width:310px;color:rgb(68,68,68);text-align:justify;\">\n<div class=\"carousel-inner\" style=\"line-height:normal;position:relative;width:310px;\">\n<div class=\"item active left\" style=\"line-height:normal;position:relative;left:-302.438px;text-align:center;height:175px;\"><a class=\"lightbox slide\" href=\"http:\/\/shmgh.te.cfu.ac.ir\/cache\/87\/attach\/201610\/175535_3709281936_301_167.jpg\" style=\"color:rgb(0,136,204);line-height:normal;border-width:0px;\" title=\"****(  ان الحسین مصباح الهدی وسفینه  النجاه)****\" rel=\"nofollow\"><img alt=\"****(  ان الحسین مصباح الهدی وسفینه  النجاه)****\" src=\"http:\/\/shmgh.te.cfu.ac.ir\/cache\/87\/attach\/201610\/175535_3709281936_301_167.jpg\" style=\"border:0px;height:167px;line-height:1;margin:4px 0px 0px;vertical-align:middle;width:301px;\" \/><\/a>\n\n<div class=\"carousel-caption\" style=\"line-height:normal;position:absolute;right:0px;bottom:0px;left:0px;padding:5px;\">\n<h4>****( ان الحسین مصباح الهدی وسفینه النجاه)****<\/h4>\n<\/div>\n<\/div>\n\n<div class=\"item next left\" style=\"line-height:normal;position:absolute;top:0px;width:310px;left:0px;text-align:center;height:175px;\"><a class=\"lightbox slide\" href=\"http:\/\/shmgh.te.cfu.ac.ir\/cache\/87\/attach\/201510\/105130_3809981178_290_174.jpg\" style=\"color:rgb(0,136,204);line-height:normal;border-width:0px;\" title=\"السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)\" rel=\"nofollow\"><img alt=\"السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)\" src=\"http:\/\/shmgh.te.cfu.ac.ir\/cache\/87\/attach\/201510\/105130_3809981178_290_174.jpg\" style=\"border:0px;height:174px;line-height:1;margin:.5px 0px 0px;vertical-align:middle;width:290px;\" \/><\/a>\n\n<div class=\"carousel-caption\" style=\"line-height:normal;position:absolute;right:0px;bottom:0px;left:0px;padding:5px;\">\n<h4>السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)<\/h4>\n<\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n\n<div style=\"font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;color:rgb(68,68,68);text-align:justify;\">\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"><strong> امام حسین( علیه السلام<\/strong><\/span>)<\/span><\/p>\n\n<p><br \/><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت دومین فرزند برومند حضرت على وفاطمه , که درود خدا بر ایشان باد, در خانه وحى و ولایت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص ) رسید, به خانه حضرت على (ع ) و فاطمه (س ) آمد و اسما را فرمود تا کودک را بیاورد.اسما او را در پارچه اى سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد, آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت<br \/>\nبه روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش , امین وحى الهى , جبرئیل  فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا, این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبیر)  که به عربى (حسین ) خوانده می شود نام بگذار.چون على براى تو به سان هارون براى موسى بن عمران است , جز آن که تو خاتم پیغمبران هستى .و به این ترتیب نام پرعظمت حسین از جانب پروردگار, براى دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد.<br \/>\nبه روز هفتم ولادتش , فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد, گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه  کشت, و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"><strong>حسین (ع ) و پیامبر (ص )<\/strong><br \/>\nاز ولادت حسین بن على (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى که پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز میداشت, به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.<br \/>\nسلمان فارسى می گوید: دیدم که رسول خدا (ص ) حسین (ع ) را بر زانوى خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/shenakht1\/21960.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"پدر\">پدر<\/a> بزرگوارانى, تو امام و پسر امام و <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/shenakht1\/21960.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"پدر\">پدر<\/a> امامان هستى, تو حجت خدا و پسر حجت خدا و <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/shenakht1\/21960.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"پدر\">پدر<\/a> حجتهاى خدایى که نُه نفرند و خاتم ایشان ,قائم ایشان (امام زمان عج ) می باشد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">انس بن مالک روایت می کند: وقتى از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می دارى , فرمود: حسن و حسین را, بارها رسول گرامى حسن (ع ) و حسین (ع ) را به سینه می فشرد وآنان را می بویید و می بوسید.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">ابوهریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است , در عین حال اعتراف می کند که :رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه هاى خویش نشانده بود و به سوى مامی آمد, وقتى به ما رسید فرمود هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته , و هر که با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است.عالیترین, صمیمیترین و گویاترین رابطه معنوى و ملکوتى بین پیامبر و حسین را میتوان در این جمله رسول گرامى اسلام(ص )خواند که فرمود:حسین از من و من ازحسینم<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"> <strong>حسین (ع ) با <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/shenakht1\/21960.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-weight:normal;font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"پدر\">پدر<\/a><\/strong><br \/>\nشش سال از عمرش با پیامبر بزرگوار سپرى شد, و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم از جهان فروبست و به لقاى پروردگار شتافت , مدت سى سال با <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/shenakht1\/21960.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"پدر\">پدر<\/a> زیست. <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/shenakht1\/21960.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"پدر\">پدر<\/a>ى که جز به انصاف حکم نکرد , و جز به طهارت و بندگى نگذرانید, جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت.<a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/shenakht1\/21960.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"پدر\">پدر<\/a>ى که در زمان حکومتش لحظه اى او را آرام نگذاشتند ,همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><br \/><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">در تمام این مدت , با دل و جان از اوامر <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/shenakht1\/21960.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"پدر\">پدر<\/a> اطاعت می کرد, و در چند سالى که حضرت على (ع ) متصدى خلافت ظاهرى شد, حضرت حسین (ع ) در راه پیشبرد اهداف اسلامى , مانند یک سرباز فداکار، همچون برادر بزرگوارش می کوشید, و در جنگهاى جمل , صفین و نهروان شرکت داشت.<br \/>\nبه این ترتیب , از <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/shenakht1\/21960.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"پدر\">پدر<\/a>ش امیرالمؤمنین(ع ) و دین خدا حمایت کرد و حتى گاهى در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می کرد. در زمان حکومت عمر, امام حسین (ع ) وارد مسجد شد, خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن میگفت. بی درنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: از منبر<a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/shenakht1\/21960.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"پدر\">پدر<\/a>م فرود آى ....<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"><strong>امام حسین (ع ) با برادر<\/strong><br \/>\nپس از شهادت حضرت على (ع ), به فرموده رسول خدا (ص ) و وصیت امیرالمؤمنین (ع ) امامت و رهبرى شیعیان به حسن بن على (ع ), فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع ), منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامین پیشوایشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسین (ع ) که دست پرورد وحى محمدى و ولایت علوى بود, همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتى بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ,امام حسن (ع ) مجبور شد که با معاویه صلح کند و آن همه ناراحتی ها را تحمل نماید, امام حسین (ع ) شریک رنج هاى برادر بود و چون میدانست که این صلح به صلاح اسلام و مسلمین است , هرگز اعتراض به برادر نداشت.<\/span><\/span><\/p>\n\n<div style=\"line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"><span style=\"font-size:14px;\"><a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/din-andisheh\/emamat1\/2014116194327.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,136,204);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\"><img alt=\"زندگینامه امام حسین,زندگینامه امام حسین کامل,زندگینامه امام حسین علیه السلام\" src=\"http:\/\/cdn.akairan.com\/akairan\/aka\/m998\/\/a127134916114102a.jpg\" style=\"border:0px;vertical-align:middle;\" title=\"زندگینامه امام حسین، درباره امام حسین (ع) و واقعه ی کربلا\" \/><\/a><\/span><\/span><\/span>\n\n<p style=\"text-align:center;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"><a class=\"hlink\" href=\"http:\/\/www.akairan.com\/din-andisheh\/emamat1\/2014116194327.html\" rel=\"nofollow\" style=\"font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"درباره امام حسین\">درباره امام حسین<\/a> (ع)<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"> حتى یک روز که معاویه , در حضور امام حسن (ع ) وامام حسین (ع ) دهان <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/health\/tag\/201401295036.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"آلو\">آلو<\/a>ده اش را به بدگویى نسبت به امام حسن (ع ) و <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/shenakht1\/21960.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"پدر\">پدر<\/a>بزرگوارشان امیرمؤمنان (ع ) گشود, امام حسین (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوى معاویه بشکند و سزاى ناهنجاریش را به کنارش بگذارد, ولى امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشى فراخواند, امام حسین (ع ) پذیرا شد و به جایش بازگشت , آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاویه برآمد, و با بیانى رسا و کوبنده خاموشش ساخت .<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><br \/><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"><strong>امام حسین (ع ) در زمان معاویه<\/strong><br \/>\nچون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) به شهادت رسیدند, به گفته رسول خدا (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و وصیت حسن بن على (ع ) امامت و رهبرى شیعیان به امام حسین (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبرى جامعه گردید.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">آکاایران: امام حسین (ع ) می دید که معاویه با اتکا به قدرت اسلام , بر اریکه حکومت اسلام به ناحق تکیه زده , سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامى و قوانین خداوند است و از این حکومت پوشالى مخرب به سختى رنج می برد, ولى نمی توانست دستى فراز آورد وقدرتى فراهم کند تا او را از جایگاه حکومت اسلامى پایین بکشد, چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نیز وضعى مشابه او داشت.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><br \/><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">امام حسین (ع ) می دانست اگر تصمیمش را آشکار سازد و به سازندگى قدرت بپردازد, پیش از هر جنبش و حرکت مفیدى به قتلش می رسانند, ناچار <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/health\/bimari-behdasht\/dandanpezeshkiaka.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"دندان\">دندان<\/a> بر جگر نهاد و صبررا پیشه ساخت که اگر بر می خاست , پیش از اقدام به دسیسه به شهادت رساندن, از این کشته شدن هیچ نتیجه اى گرفته نمی شد. بنابراین تا معاویه زنده بود, چون برادر زیست و علم مخالفت هاى بزرگ نیفراخت , جز آن که گاهى محیط و حرکات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می گرفت و مردم رابه آینده نزدیک امیدوار می ساخت که اقدام مؤثرى خواهد نمود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">در تمام طول مدتى که معاویه از مردم براى ولایتعهدى یزید, بیعت می گرفت , حسین به شدت با اومخالفت کرد, و هرگز تن به بیعت یزید نداد و ولیعهدى او را نپذیرفت و حتى گاهى سخنانى تند به معاویه گفت و یا نامه اى کوبنده براى او نوشت .معاویه هم در بیعت گرفتن براى یزید, به او اصرارى نکرد و امام (ع ) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت ...<\/span><\/span><\/p>\n\n<div style=\"line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"><span style=\"font-size:14px;\"><a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/din-andisheh\/emamat1\/2014116194327.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,136,204);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\"><img alt=\"زندگینامه امام حسین,زندگینامه امام حسین کامل,زندگینامه امام حسین علیه السلام\" src=\"http:\/\/cdn.akairan.com\/akairan\/aka\/m998\/\/a217134916114102a.jpg\" style=\"border:0px;vertical-align:middle;\" title=\"زندگینامه امام حسین، درباره امام حسین (ع) و واقعه ی کربلا\" \/><\/a><\/span><\/span><\/span>\n\n<p style=\"text-align:center;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">اباعبدالله<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"><strong>قیام حسینى<\/strong><br \/>\nیزید پس از معاویه بر تخت حکومت اسلامى تکیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند و براى این که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند, مصمم شد براى نامداران و شخصیتهاى اسلامى پیامى بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین منظور, نامه اى به حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد که براى من از حسین (ع )بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان .<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">حاکم این خبر را به امام حسین (ع )رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود: انا لله و انا الیه راجعون و على الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل یزید. آن گاه که افرادى چون یزید, (شرابخوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک که حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامى بنشیند, باید فاتحه اسلام را خواند.(زیرا این گونه زمامدارها با نیروى اسلام و به نام اسلام , اسلام را از بین میبرند.)<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">امام حسین (ع ) می دانست اینک که حکومت یزید را به رسمیت نشناخته است,اگر در مدینه بماند به قتلش می رسانندش, لذا به امر پروردگار, شبانه و مخفى از مدینه به سوى مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه , همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید, در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت , و این خبر تا به کوفه هم رسید.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">کوفیان ازامام حسین (ع ) که در مکه به سر می برد دعوت کردند تا به سوى آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقیل , پسر عموى خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفى را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه اى روبرو شد, هزاران نفر به عنوان نایب امام (ع ) با او بیعت کردند, و مسلم هم نامه اى به امام حسین (ع ) نگاشت و حرکت فورى امام (ع ) را لازم گزارش داد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">هر چند امام حسین (ع ) کوفیان را به خوبى می شناخت , و بی وفایى و بی دینیشان را در زمان حکومت <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/shenakht1\/21960.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"پدر\">پدر<\/a> و برادر دیده بود و می دانست به گفته ها و بیعتشان با مسلم نمی توان اعتماد کرد, و لیکن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصمیم گرفت که به سوى کوفه حرکت کند.با این حال تا هشتم ذیحجه , یعنى روزى که همه مردم مکه عازم رفتن به منى بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام می خواست خود را به مکه برساند, آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزى با اهل بیت و یاران خود, از مکه به طرف عراق خارج شد و با این کار هم به وظیفه خویش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پیغمبر امت , یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نکرده ,بلکه علیه او قیام کرده است .<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">یزید که حرکت مسلم را به سوى کوفه دریافته و از بیعت کوفیان با او آگاه شده بود, ابن زیاد را (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت بنى امیه بود) به کوفه فرستاد.ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویى و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهدید وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت , و مسلم به تنهایى با عمال ابن زیاد به نبرد پرداخت , و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهید شد.(سلام خدا بر او باد).و ابن زیاد جامعه دورو و <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/marriage\/hamsar\/201361703042.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"خیانت\">خیانت<\/a>کار و بی ایمان کوفه را علیه امام حسین (ع ) برانگیخت , و کار به جایى رسید که عده اى از همان کسانى که براى امام (ع ) دعوتنامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام حسین (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">امام حسین (ع ) از همان شبى که از مدینه بیرون آمد, و در تمام مدتى که در مکه اقامت گزید, و در طول راه مکه به کربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان میداشت که :<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">مقصود من از حرکت , رسوا ساختن حکومت ضد اسلامى یزید وبرپاداشتن امر به معروف و نهى از منکر و ایستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است وجز حمایت <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/talebini\/stekhareh\/\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"استخاره قرآن\">قرآن<\/a> و زنده داشتن دین محمدى هدفى ندارم .<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">و این مأموریتى بود که خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیرى خانواده اش اتمام پذیرد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"><a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/din-andisheh\/emamat1\/2014116194327.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,136,204);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\"><img alt=\"زندگینامه امام حسین,زندگینامه امام حسین کامل,زندگینامه امام حسین علیه السلام\" src=\"http:\/\/cdn.akairan.com\/akairan\/user\/13\/20158619112674a.jpg\" style=\"border:0px;vertical-align:middle;\" title=\"زندگینامه امام حسین، درباره امام حسین (ع) و واقعه ی کربلا\" \/><\/a><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p style=\"text-align:center;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">امام حسین (ع)<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">رسول گرامى (ص) و امیرمؤمنان (ع) و حسن بن على (ع) پیشوایان پیشین اسلام, <a class=\"hlink\" href=\"http:\/\/www.akairan.com\/din-andisheh\/emamat1\/2014116194327.html\" rel=\"nofollow\" style=\"font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"شهادت امام حسین\">شهادت امام حسین<\/a> (ع) را بارها بیان فرموده بودند.حتى در هنگام ولادت امام حسین (ع ),رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود. و خود امام حسین (ع ) به علم امامت میدانست که آخر این سفر به شهادتش می انجامد, ولى او کسى نبود که در برابر دستور <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/bimari\/201492315151.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"آسم\">آسم<\/a>انى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد, یا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را و شهادت را سعادت می پنداشت . (سلام ابدى خدا بر او باد) .<br \/>\nخبر شهادت حسین (ع ) در کربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند. چون جسته و گریخته, از رسول الله (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن على (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدین سان حرکت امام حسین (ع ) با آن درگیری ها و ناراحتی ها احتمال کشته شدنش را در اذهان عامه تشدید کرد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">به ویژه که خود در طول راه می فرمود: من کان باذلا فینا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا.  هر کس حاضر است در راه ما از جان خویش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد,همراه ما بیاید. و لذا در بعضى از دوستان این توهم پیش آمد که حضرتش را از این سفر منصرف سازند، غافل از این که فرزند على بن ابى طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر, و از دیگران به وظیفه خویش آگاه تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده، دست نخواهد کشید.<br \/>\nبارى امام حسین (ع ) با همه این افکار و نظریه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خویش ادامه داد, و کوچکترین خللى در تصمیمش راه نیافت .سرانجام  رفت, و شهادت را دریافت. نه خود تنها, بلکه با اصحاب و فرزندان که هر یک ستاره اى درخشان در افق اسلام بودند, رفتند و کشته شدند,و خون هایشان شن هاى گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقیمانده بسترهاى گناه <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/health\/tag\/201401295036.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"آلو\">آلو<\/a>د خاندان امیه) جانشین رسول خدا نیست , و اساسا اسلام از بنى امیه و بنى امیه از اسلام جداست.<\/span><\/span><\/p>\n\n<div style=\"line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"><span style=\"font-size:14px;\"><a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/din-andisheh\/emamat1\/2014116194327.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,136,204);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\"><img alt=\"زندگینامه امام حسین,زندگینامه امام حسین کامل,زندگینامه امام حسین علیه السلام\" src=\"http:\/\/cdn.akairan.com\/akairan\/aka\/m998\/\/a338134916114102a.jpg\" style=\"border:0px;vertical-align:middle;\" title=\"زندگینامه امام حسین، درباره امام حسین (ع) و واقعه ی کربلا\" \/><\/a><\/span><\/span><\/span>\n\n<p style=\"text-align:center;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"><a class=\"hlink\" href=\"http:\/\/www.akairan.com\/din-andisheh\/emamat1\/2014116194327.html\" rel=\"nofollow\" style=\"font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"درباره امام حسین\">درباره امام حسین<\/a> (ع)<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">راستى هرگز اندیشیده اید اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین (ع) به وقوع نمی پیوست و مردم یزید را خلیفه پیغمبر (ص ) می دانستند, و آن گاه اخبار دربار یزید و شهوت رانی هاى او و عمالش را می شنیدند, چقدر از اسلام متنفر می شدند, زیرا اسلامى که خلیفه پیغمبرش یزید باشد, به راستى نیز تنفرآور است ... و خاندان پاک حضرت امام حسین (ع ) نیز اسیر شدند تا آخرین رسالت این شهادت رابه گوش مردم برسانند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">و شنیدیم و خواندیم که در شهرها, در بازارها, در مسجدها, در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نکبت بار یزید, هماره و همه جا دهان گشودند وفریاد زدند, و پرده زیباى فریب را از چهره زشت و جنایتکار جیره خواران بنى امیه برداشتند و ثابت کردند که یزید سگباز وشرابخوار است, هرگز لیاقت خلافت ندارد و این اریکه اى که او بر آن تکیه زده جایگاه او نیست. سخنانشان رسالت شهادت حسینى را تکمیل کرد, طوفانى در جانها برانگیختند, چنان که نام یزید تا همیشه مترادف با هر پستى و رذالت و دنائت گردید و همه آرزوهاى طلایى و شیطانیش چون نقش بر آب گشت.<br \/>\nنگرشى ژرف میخواهد تا بتوان بر همه ابعاد این شهادت عظیم و پرنتیجه دست یافت.از همان اوان شهادتش تا کنون , دوستان و شیعیانش , و همه آنان که به شرافت و عظمت انسان ارج می گذارند, همه ساله سالروز به خون غلتیدنش را, سالروز قیام و شهادتش را با سیاهپوشى و عزادارى محترم می شمارند, و خلوص خویش را با گریه بر مصایب آن بزرگوار ابراز میدارند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">پیشوایان معصوم ما, هماره به واقعه کربلا و به زنده داشتن آن عنایتى خاص داشتند. غیر از این که خود به زیارت مرقدش می شتافتند و عزایش را بر پا می داشتند, در فضیلت عزادارى و محزون بودن براى آن بزرگوار, گفتارهاى متعددى ایراد فرموده اند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><br \/><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">ابوعماره گوید: روزى به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسیدم , فرمود اشعارى درسوگوارى حسین براى ما بخوان . وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گریه حضرت برخاست , من می خواندم و آن عزیز می گریست , چندان که صداى گریه از خانه برخاست . بعد از آن که اشعار را تمام کردم , امام (ع ) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن مردم بر امام حسین (ع ) مطالبى بیان فرمود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><br \/><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">نیز از آن جناب است که فرمود: گریستن و بی تابى کردن در هیچ مصیبتى شایسته نیست مگر در مصیبت حسین بن على , که ثواب و جزایى گرانمایه دارد. باقرالعلوم , امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که یکى از اصحاب بزرگ او است فرمود: به شیعیان ما بگویید که به زیارت مرقد حسین بروند, زیرا بر هر شخص باایمانى که به امامت ما معترف است , زیارت قبر اباعبدالله لازم میباشد.<br \/>\nامام صادق (ع ) می فرماید: ان زیارة الحسین علیه السلام افضل ما یکون من الاعمال . همانا زیارت حسین (ع ) از هر عمل پسندیده اى ارزش و فضیلتش بیشتر است .  زیرا که این زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم است که به جهانیان درس ایمان و عمل صالح می دهد و گویى روح را به سوى ملکوت خوبی ها و پاکدامنی ها و فداکاری ها پرواز می دهد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\"><a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/din-andisheh\/emamat1\/2014116194327.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,136,204);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\"><img alt=\"زندگینامه امام حسین,زندگینامه امام حسین کامل,زندگینامه امام حسین علیه السلام\" src=\"http:\/\/cdn.akairan.com\/akairan\/user\/13\/20158619113816a.jpg\" style=\"border:0px;vertical-align:middle;\" title=\"زندگینامه امام حسین، درباره امام حسین (ع) و واقعه ی کربلا\" \/><\/a><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p style=\"text-align:center;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">واقعه ی کربلا<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"color:inherit;\">هر چند عزادارى و گریه بر مصایب حسین بن على (ع ), و مشرف شدن به زیارت قبرش و بازنمایاندن تاریخ پرشکوه و حماسه ساز کربلایش ارزش و معیارى والا دارد, لکن باید دانست که نباید تنها به این زیارت ها و گریه ها و غم گساریدن اکتفا کرد, بلکه همه این تظاهرات , فلسفه دیندارى, فداکارى و حمایت از قوانین <a href=\"http:\/\/www.akairan.com\/koodak\/bimari\/201492315151.html\" rel=\"nofollow\" style=\"color:rgb(0,0,0);font-size:12px;line-height:normal;font-family:tahoma;border-width:0px;\" title=\"آسم\">آسم<\/a>انى را به ما گوشزدمینماید, و هدف هم جز این نیست , و نیاز بزرگ ما از درگاه حسینى آموختن انسانیت و خالى بودن دل از هر چه غیر از خداست میباشد, و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضیه بپردازیم , هدف مقدس حسینى به فراموشى می گراید.<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2017-09-23 10:53:17","content_date_event":"2017-09-23 10:53:17","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2017-09-23 10:54:57","content_date_register":"2017-09-23 10:54:57","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":1,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":8756,"eid":0,"attach_title":"السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین  و علی اولاد الحسین  و علی اصحاب الحسین","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658_150_75.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658_300_150.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658_318_159.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658_318_159.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658_318_159.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658_318_159.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3271087658,"files":{"original":{"url":".\/file\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658.jpg","width":318,"height":159,"size":0}}}],"images":[{"id":105132,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658_150_75.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658_300_150.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658_318_159.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658_318_159.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658_318_159.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105132_3271087658_318_159.webp"},"file_size":19132,"width":318,"height":159,"show_title":1,"title":"السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین  و علی اولاد الحسین  و علی اصحاب الحسین","priority":0},{"id":105130,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/87\/attach\/201510\/105130_3809981178.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105130_3809981178_150_90.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105130_3809981178_290_174.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105130_3809981178_290_174.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105130_3809981178_290_174.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105130_3809981178_290_174.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105130_3809981178_290_174.webp"},"file_size":6274,"width":290,"height":174,"show_title":1,"title":"السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)","priority":1},{"id":105129,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/87\/attach\/201510\/105129_4270000122.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105129_4270000122_150_100.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105129_4270000122_275_183.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105129_4270000122_275_183.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105129_4270000122_275_183.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105129_4270000122_275_183.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201510\/105129_4270000122_275_183.webp"},"file_size":8785,"width":275,"height":183,"show_title":1,"title":"السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام)","priority":2}]}]]