[[{"content_id":75458,"content_number":0,"portal_id":87,"lang_id":"fa","content_title":"سالروز شهادت جانگداز حضرت امام علی النقی ( علیه السلام) بر محبین آنحضرت تسلیت باد.","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"تولد امام دهم شیعیان حضرت امام علی النقی (علیه السلام) را نیمه ذیحجه سال 212 هجری قمری است. پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه &nbsp;(علیه السلام) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربیت مقام ولایت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نیکو وظیفه مادری را به انجام رسانید و بدین مأموریت خدایی قیام کرد . نام آن حضرت - علی - کنیه آن امام همام &quot; ابوالحسن &quot; و لقبهای مشهور آن حضرت &quot; هادی &quot; و &quot; نقی &quot; بود . حضرت امام هادی &nbsp;(علیه السلام) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسید و دوران امامتش 33 سال بود .\r\n\r\nدر این مدت حضرت علی النقی (علیه السلام) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربیت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . نه تنها تعلیم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را امام دهم (علیه السلام) در مدینه عهده دار بود ، و لحظه ای از آگاهانیدن مردم و آشنا کردن آنها به حقایق مذهبی نمی آسود ، بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار با خلیفه ستمگر وقت - یعنی متوکل عباسی - آنی آسایش نداشت .\r\n\r\nبه همین جهت بود که عبدالله بن عمر والی مدینه بنا بر دشمنی دیرینه و بدخواهی درونی ، به متوکل خلیفه زمان خود نامه ای خصومت آمیز نوشت ، و به آن امام بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهای ناروا داد و آن حضرت را مرکز فتنه انگیزی و حتی ستمکاری وانمود کرد و در حقیقت آنچه در شأن خودش و خلیفه زمانش بود به آن امام معصوم &nbsp;(علیه السلام) منسوب نمود ، و این همه به جهت آن بود که جاذبه امامت و ولایت و علم و فضیلتش مردم را از اطراف جهان اسلام به مدینه می کشانید و این کوته نظران دون همت که طالب ریاست ظاهری و حکومت مادی دنیای فریبنده بودند ، نمی توانستند فروغ معنویت امام را ببینند.\r\n\r\nاز زمان حضرت امام محمد باقر &nbsp;(علیه السلام) و امام جعفر صادق (علیه السلام) و حوزه چهار هزار نفری آن دوران پربار ، شاگردانی در قلمرو اسلامی تربیت شدند که هر یک مشعلدار فقه جعفری و دانشهای زمان بودند ، و بدین سان پایه های دانشگاه جعفری و موضع فرهنگ اسلامی ، نسل به نسل نگهبانی شد و امامان شیعه ، از دوره حضرت رضا &nbsp;(علیه السلام) به بعد ، از جهت نشر معارف جعفری آسوده خاطر بودند ، و اگر این فرصت مغتنم در زمان امام جعفر صادق &nbsp;(علیه السلام) پیش نیامده بود ، معلوم نبود سرنوشت این معارف مذهبی به کجا می رسید ؟ به خصوص که از دوره زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر &nbsp;(علیه السلام) به بعد دیگر چنین فرصتهای وسیعی برای تعلیم و نشر برای امامان بزرگوار ما - که در برابر دستگاه عباسی دچار محدودیت بودند و تحت نظر حاکمان ستمکار - چنان که باید و شاید پیش نیامد.\r\n\r\nبا این همه ، دوستداران این مکتب و یاوران و هواخواهان ائمه طاهرین - در این سالها به هر وسیله ممکن ، برای رفع اشکالات و حل مسائل دینی خود ، و گرفتن دستور عمل و اقدام - برای فشرده تر کردن صف مبارزه و پیشرفت مقصود و در هم شکستن قدرت ظاهری خلافت به حضور امامان والاقدر می رسیدند و از سرچشمه دانش و بینش آنها ، بهره مند می شدند و این دستگاه ستمگر حاکم و کارگزارانش بودند که از موضع فرهنگی و انقلابی امام پیوسته هراس داشتند و نامه حاکم مدینه و مانند آن ، نشان دهنده این هراس همیشگی آنها بود . دستگاه حاکم ، کم کم متوجه شده بود که حرمین ( مکه و مدینه ) ممکن است به فرمانبری از امام &nbsp;(علیه السلام) درآیند و سر از اطاعت خلیفه وقت درآورند. .\r\n\r\nبدین جهت پیک در پیک و نامه در پی نامه نوشتند ، تا متوکل عباسی دستور داد امام هادی &nbsp;(علیه السلام) را از مدینه به سامرا - که مرکز حکومت وقت بود - انتقال دهند . متوکل امر کرد حاجب مخصوص وی حضرت هادی &nbsp;(علیه السلام) را در نزد خود زندانی کند و سپس آن حضرت را در محله عسکر سالها نگاه دارد تا همواره زندگی امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد . .\r\n\r\nمورخان نوشته اند : مادر متوکل نسبت به مقام امام علی النقی (ع ) اعتقادی به سزا داشت . روزی متوکل مریض شد و جراحتی پیدا کرد که اطباء از علاجش درماندند . مادر متوکل نذر کرد اگر خلیفه شفا یابد مال فراوانی خدمت حضرت هادی (ع ) هدیه فرستد . در این میان به فتح بن خاقان که از نزدیکان متوکل بود گفت : یک نفر را بفرست که از علی بن محمد درمان بخواهد شاید بهبودی یابد . وی کسی را خدمت آن حضرت فرستاد امام هادی فرمود : فلان دارو را بر جراحت او بگذارید به اذن خدا بهبودی حاصل می شود.\r\n\r\nچنین کردند ، آن جراحت بهبودی یافت . مادر متوکل هزار دینار در یک کیسه چرمی سر به مهر خدمت امام هادی (ع ) فرستاد . اتفاقا چند روزی از این ماجرا نگذشته بود که یکی از بدخواهان به متوکل خبر داد دینار فراوانی در منزل علی بن محمد النقی دیده شده است . متوکل سعید حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد . آن مرد از بالای بام با نردبان به خانه امام رفت . وقتی امام متوجه شد ، فرمود همان جا باش چراغ بیاورند تا آسیبی به تو نرسد . چراغی افروختند . آن مرد گوید : دیدم حضرت هادی به نماز شب مشغول است و بر روی سجاده نشسته . امام فرمود : خانه در اختیار توست .\r\n\r\nآن مرد خانه را تفتیش کرد . چیزی جز آن کیسه ای که مادر متوکل به خانه امام فرستاده بود و کیسه دیگری سر به مهر در خانه وی نیافت ، که مهر مادر خلیفه بر آن بود . امام فرمود : زیر حصیر شمشیری است آن را با این دو کیسه بردار و به نزد متوکل بر . این کار ، متوکل و بدخواهان را سخت شرمنده کرد . امام که به دنیا و مال دنیا اعتنایی نداشت پیوسته با لباس پشمینه و کلاه پشمی روی حصیری که زیر آن شن بود مانند جد بزرگوارش علی &nbsp;(علیه السلام) زندگی می کرد و آنچه داشت در راه خدا انفاق می فرمود .\r\n\r\nبا این همه ، متوکل همیشه از اینکه مبادا حضرت هادی &nbsp;(علیه السلام) بر وی خروج کند و خلافت و ریاست ظاهری بر وی به سر آید بیمناک بود . بدخواهان و سخن چینان نیز در این امر نقشی داشتند . روزی به متوکل خبر دادند که : &quot; حضرت علی بن محمد در خانه خود اسلحه و اموال بسیار جمع کرده و کاغذهای زیاد است که شیعیان او ، از اهل قم ، برای او فرستاده اند &quot; . متوکل از این خبر وحشت کرد و به سعید حاجب که از نزدیکان او بود دستور داد تا بی خبر وارد خانه امام شود و به تفتیش بپردازد .\r\n\r\nاین قبیل مراقبتها پیوسته - در مدت 20سال که حضرت هادی (علیه السلام) در سامره بودند - وجود داشت . \r\n\r\nدر این مدت 20سال زندگی امام هادی (ع ) در سامرا ، به صورتهای مختلف کارگزاران حکومت عباسی ، مستقیم و غیر مستقیم ، چشم مراقبت بر حوادث زندگی امام و رفت و آمدهایی که در اقامتگاه امام (ع ) می شد ، داشتند از جمله : &quot; حضور جماعتی از بنی عباس ، به هنگام فوت فرزند امام دهم ، حضرت سید محمد - که حرم مطهر وی در نزدیکی سامرا ( بلد ) معروف و مزار است - یاد شده است . این نکته نیز می رساند که افرادی از بستگان و مأموران خلافت ، همواره به منزل امام سر می زده اند. . &quot;\r\n\r\nصورت و سیرت حضرت امام هادی &nbsp;(علیه السلام)\r\n\r\nحضرت امام دهم (علیه السلام) دارای قامتی نه بلند و نه کوتاه بود . گونه هایش اندکی برآمده و سرخ و سفید بود . چشمانش فراخ و ابروانش گشاده بود . امام هادی &nbsp;(علیه السلام) بذل و بخشش بسیار می کرد . امام آن چنان شکوه و هیبتی داشت که وقتی بر متوکل خلیفه جبار عباسی وارد می شد او و درباریانش بی درنگ به پاس خاطر وی و احترامش برمی خاستند.\r\n\r\nزیارت جامعه ازیادگاریهای حضرت امام هادی &nbsp;(علیه السلام) است که به ما رسیده است.\r\n\r\nشهادت امام هادی &nbsp;(علیه السلام)\r\n\r\nامام دهم ، حضرت هادی &nbsp;(علیه السلام) در سال 254هجری به وسیله زهر به شهادت رسید . در سامرا در خانه ای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالین او بود . معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد . از این سال امام حسن عسکری پیشوای حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت . و در همان خانه ای که در آن بیست سال زندانی و تحت نظر بود ، سرانجام به خاک سپرده شد","content_html":"<p><span dir=\"rtl\">تولد امام دهم شیعیان حضرت امام علی النقی (علیه السلام) را نیمه ذیحجه سال 212 هجری قمری است. پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه  (علیه السلام) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربیت مقام ولایت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نیکو وظیفه مادری را به انجام رسانید و بدین مأموریت خدایی قیام کرد . نام آن حضرت - علی - کنیه آن امام همام \" ابوالحسن \" و لقبهای مشهور آن حضرت \" هادی \" و \" نقی \" بود . حضرت امام هادی  (علیه السلام) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسید و دوران امامتش 33 سال بود<\/span> .<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">در این مدت حضرت علی النقی (علیه السلام) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربیت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . نه تنها تعلیم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را امام دهم (علیه السلام) در مدینه عهده دار بود ، و لحظه ای از آگاهانیدن مردم و آشنا کردن آنها به حقایق مذهبی نمی آسود ، بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار با خلیفه ستمگر وقت - یعنی متوکل عباسی - آنی آسایش نداشت<\/span> .<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">به همین جهت بود که عبدالله بن عمر والی مدینه بنا بر دشمنی دیرینه و بدخواهی درونی ، به متوکل خلیفه زمان خود نامه ای خصومت آمیز نوشت ، و به آن امام بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهای ناروا داد و آن حضرت را مرکز فتنه انگیزی و حتی ستمکاری وانمود کرد و در حقیقت آنچه در شأن خودش و خلیفه زمانش بود به آن امام معصوم  (علیه السلام) منسوب نمود ، و این همه به جهت آن بود که جاذبه امامت و ولایت و علم و فضیلتش مردم را از اطراف جهان اسلام به مدینه می کشانید و این کوته نظران دون همت که طالب ریاست ظاهری و حکومت مادی دنیای فریبنده بودند ، نمی توانستند فروغ معنویت امام را ببینند.<\/span><\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">از زمان حضرت امام محمد باقر  (علیه السلام) و امام جعفر صادق (علیه السلام) و حوزه چهار هزار نفری آن دوران پربار ، شاگردانی در قلمرو اسلامی تربیت شدند که هر یک مشعلدار فقه جعفری و دانشهای زمان بودند ، و بدین سان پایه های دانشگاه جعفری و موضع فرهنگ اسلامی ، نسل به نسل نگهبانی شد و امامان شیعه ، از دوره حضرت رضا  (علیه السلام) به بعد ، از جهت نشر معارف جعفری آسوده خاطر بودند ، و اگر این فرصت مغتنم در زمان امام جعفر صادق  (علیه السلام) پیش نیامده بود ، معلوم نبود سرنوشت این معارف مذهبی به کجا می رسید ؟ به خصوص که از دوره زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر  (علیه السلام) به بعد دیگر چنین فرصتهای وسیعی برای تعلیم و نشر برای امامان بزرگوار ما - که در برابر دستگاه عباسی دچار محدودیت بودند و تحت نظر حاکمان ستمکار - چنان که باید و شاید پیش نیامد.<\/span><\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">با این همه ، دوستداران این مکتب و یاوران و هواخواهان ائمه طاهرین - در این سالها به هر وسیله ممکن ، برای رفع اشکالات و حل مسائل دینی خود ، و گرفتن دستور عمل و اقدام - برای فشرده تر کردن صف مبارزه و پیشرفت مقصود و در هم شکستن قدرت ظاهری خلافت به حضور امامان والاقدر می رسیدند و از سرچشمه دانش و بینش آنها ، بهره مند می شدند و این دستگاه ستمگر حاکم و کارگزارانش بودند که از موضع فرهنگی و انقلابی امام پیوسته هراس داشتند و نامه حاکم مدینه و مانند آن ، نشان دهنده این هراس همیشگی آنها بود . دستگاه حاکم ، کم کم متوجه شده بود که حرمین ( مکه و مدینه ) ممکن است به فرمانبری از امام  (علیه السلام) درآیند و سر از اطاعت خلیفه وقت درآورند.<\/span> .<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">بدین جهت پیک در پیک و نامه در پی نامه نوشتند ، تا متوکل عباسی دستور داد امام هادی  (علیه السلام) را از مدینه به سامرا - که مرکز حکومت وقت بود - انتقال دهند . متوکل امر کرد حاجب مخصوص وی حضرت هادی  (علیه السلام) را در نزد خود زندانی کند و سپس آن حضرت را در محله عسکر سالها نگاه دارد تا همواره زندگی امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد . <\/span>.<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">مورخان نوشته اند : مادر متوکل نسبت به مقام امام علی النقی (ع ) اعتقادی به سزا داشت . روزی متوکل مریض شد و جراحتی پیدا کرد که اطباء از علاجش درماندند . مادر متوکل نذر کرد اگر خلیفه شفا یابد مال فراوانی خدمت حضرت هادی (ع ) هدیه فرستد . در این میان به فتح بن خاقان که از نزدیکان متوکل بود گفت : یک نفر را بفرست که از علی بن محمد درمان بخواهد شاید بهبودی یابد . وی کسی را خدمت آن حضرت فرستاد امام هادی فرمود : فلان دارو را بر جراحت او بگذارید به اذن خدا بهبودی حاصل می شود.<\/span><\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">چنین کردند ، آن جراحت بهبودی یافت . مادر متوکل هزار دینار در یک کیسه چرمی سر به مهر خدمت امام هادی (ع ) فرستاد . اتفاقا چند روزی از این ماجرا نگذشته بود که یکی از بدخواهان به متوکل خبر داد دینار فراوانی در منزل علی بن محمد النقی دیده شده است . متوکل سعید حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد . آن مرد از بالای بام با نردبان به خانه امام رفت . وقتی امام متوجه شد ، فرمود همان جا باش چراغ بیاورند تا آسیبی به تو نرسد . چراغی افروختند . آن مرد گوید : دیدم حضرت هادی به نماز شب مشغول است و بر روی سجاده نشسته . امام فرمود : خانه در اختیار توست<\/span> .<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">آن مرد خانه را تفتیش کرد . چیزی جز آن کیسه ای که مادر متوکل به خانه امام فرستاده بود و کیسه دیگری سر به مهر در خانه وی نیافت ، که مهر مادر خلیفه بر آن بود . امام فرمود : زیر حصیر شمشیری است آن را با این دو کیسه بردار و به نزد متوکل بر . این کار ، متوکل و بدخواهان را سخت شرمنده کرد . امام که به دنیا و مال دنیا اعتنایی نداشت پیوسته با لباس پشمینه و کلاه پشمی روی حصیری که زیر آن شن بود مانند جد بزرگوارش علی  (علیه السلام) زندگی می کرد و آنچه داشت در راه خدا انفاق می فرمود<\/span> .<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">با این همه ، متوکل همیشه از اینکه مبادا حضرت هادی  (علیه السلام) بر وی خروج کند و خلافت و ریاست ظاهری بر وی به سر آید بیمناک بود . بدخواهان و سخن چینان نیز در این امر نقشی داشتند . روزی به متوکل خبر دادند که : \" حضرت علی بن محمد در خانه خود اسلحه و اموال بسیار جمع کرده و کاغذهای زیاد است که شیعیان او ، از اهل قم ، برای او فرستاده اند \" . متوکل از این خبر وحشت کرد و به سعید حاجب که از نزدیکان او بود دستور داد تا بی خبر وارد خانه امام شود و به تفتیش بپردازد<\/span> .<\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">این قبیل مراقبتها پیوسته - در مدت 20سال که حضرت هادی (علیه السلام) در سامره بودند - وجود داشت . <\/span><\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">در این مدت 20سال زندگی امام هادی (ع ) در سامرا ، به صورتهای مختلف کارگزاران حکومت عباسی ، مستقیم و غیر مستقیم ، چشم مراقبت بر حوادث زندگی امام و رفت و آمدهایی که در اقامتگاه امام (ع ) می شد ، داشتند از جمله : \" حضور جماعتی از بنی عباس ، به هنگام فوت فرزند امام دهم ، حضرت سید محمد - که حرم مطهر وی در نزدیکی سامرا ( بلد ) معروف و مزار است - یاد شده است . این نکته نیز می رساند که افرادی از بستگان و مأموران خلافت ، همواره به منزل امام سر می زده اند.<\/span> . \"<\/p>\n\n<p><span style=\"color:#FF0000;\"><span dir=\"rtl\">صورت و سیرت حضرت امام هادی  (علیه السلام)<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">حضرت امام دهم (علیه السلام) دارای قامتی نه بلند و نه کوتاه بود . گونه هایش اندکی برآمده و سرخ و سفید بود . چشمانش فراخ و ابروانش گشاده بود . امام هادی  (علیه السلام) بذل و بخشش بسیار می کرد . امام آن چنان شکوه و هیبتی داشت که وقتی بر متوکل خلیفه جبار عباسی وارد می شد او و درباریانش بی درنگ به پاس خاطر وی و احترامش برمی خاستند.<\/span><\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">زیارت جامعه ازیادگاریهای حضرت امام هادی  (علیه السلام) است که به ما رسیده است.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"color:#FF0000;\"><span dir=\"rtl\">شهادت امام هادی  (علیه السلام)<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span dir=\"rtl\">امام دهم ، حضرت هادی  (علیه السلام) در سال 254هجری به وسیله زهر به شهادت رسید . در سامرا در خانه ای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالین او بود . معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد . از این سال امام حسن عسکری پیشوای حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت . و در همان خانه ای که در آن بیست سال زندانی و تحت نظر بود ، سرانجام به خاک سپرده شد<\/span><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2017-03-31 20:29:13","content_date_event":"2017-03-31 20:29:13","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2017-03-31 20:31:35","content_date_register":"2017-03-31 20:31:35","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":1,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":8756,"eid":0,"attach_title":"شهادت حضرت امام علی النقی (علیه السلام ) تسلیت باد.","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506_150_75.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506_300_150.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506_318_159.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506_318_159.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506_318_159.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506_318_159.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2740250506,"files":{"original":{"url":".\/file\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506.jpg","width":318,"height":159,"size":0}}}],"images":[{"id":75922,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506_150_75.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506_300_150.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506_318_159.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506_318_159.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506_318_159.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75922_2740250506_318_159.webp"},"file_size":11261,"width":318,"height":159,"show_title":1,"title":"شهادت حضرت امام علی النقی (علیه السلام ) تسلیت باد.","priority":0},{"id":75921,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/87\/attach\/201504\/75921_2414372262.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75921_2414372262_150_104.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75921_2414372262_269_187.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75921_2414372262_269_187.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75921_2414372262_269_187.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75921_2414372262_269_187.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75921_2414372262_269_187.webp"},"file_size":9629,"width":269,"height":187,"show_title":1,"title":"شهادت حضرت امام علی النقی (علیه السلام ) تسلیت باد.","priority":1},{"id":75920,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/87\/attach\/201504\/75920_2102876868.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75920_2102876868_150_112.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75920_2102876868_259_194.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75920_2102876868_259_194.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75920_2102876868_259_194.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75920_2102876868_259_194.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201504\/75920_2102876868_259_194.webp"},"file_size":10368,"width":259,"height":194,"show_title":1,"title":"شهادت حضرت امام علی النقی (علیه السلام ) تسلیت باد.","priority":2}]}]]