[[{"content_id":36276,"content_number":0,"portal_id":87,"lang_id":"fa","content_title":"هفتم ماه ذی الحجه سالروز شهادت حضرت امام محمد باقر ( علیه السلام) تسلیت باد.","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"نام مبارک امام پنجم محمد بود .\r\n\r\nلقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ,بدین جهت که : دریاى دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت .\r\n\r\nالقاب دیگرى مانند شاکر و صابر و هادى نیز براى آن حضرت ذکر کردهاند که هریک بازگوینده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .\r\n\r\nکنیه امام ابوجعفر بود .\r\n\r\nمادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .\r\n\r\nبنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسین ( ع ) میرسید .\r\n\r\nپدرش حضرت سیدالساجدین , امام زین العابدین , على بن الحسین ( ع ) است .\r\n\r\nتولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدینه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سیدالشهداء کودکى بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک میشد .\r\n\r\nدوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . یعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .\r\n\r\nدر دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلى مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسى و ظهور سرداران و مدعیانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و دیگران مطرح است , ترجمه کتابهاى فلسفى و مجادلات کلامى در این دوره پیش میآید , و عدهاى از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا میشوند .\r\n\r\nقاضیها و متکلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پدیدمیآیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر مینماید , و تعلیمات قرآنى - به ویژه مسأ له امامت و ولایت را , که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا , افکار بسیارى از حق طلبان را به حقانیت آل على ( ع ) متوجه کرده بود , و پرده از چهره زشت ستمکاران اموى ودین به دنیا فروشان برگرفته بود , به انحراف میکشاندند و احادیث نبوى را دربوته فراموشى قرار میدادند .\r\n\r\nبرخى نیز احادیثى به نفع دستگاه حاکم جعل کرده ویا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون مینمودند .\r\n\r\nاینها عواملى بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنهابایستند .\r\n\r\nبدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وى امام جعفر صادق ( ع )از موقعیت مساعد روزگار سیاسى , براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى و معارف حقه بهره جستند , و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى را پایهریزى نمودند .\r\n\r\nزیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقى تعلیمات پیامبر( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند , و میبایست به تربیت شاگردانى عالم و عامل و یارانى شایسته و فداکار دست یازند , و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوین و تدریس کنند .\r\n\r\nبه همین جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء ودانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود .\r\n\r\nدر مکتب تربیتى امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته میشد .\r\n\r\nابوجعفر امام محمد باقر ( ع )متولى صدقات حضرت رسول ( ص ) و امیرالمؤمنین ( ع ) و پدر و جد خود بود واین صدقات را بر بنى هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم میکرد , و اداره آنهارا از جهت مالى به عهده داشت .\r\n\r\nامام باقر ( ع ) داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود .\r\n\r\nسیرت و صورتش ستوده بود .\r\n\r\nپیوسته لباس تمیز و نومیپوشید .\r\n\r\nدر کمال وقار و شکوه حرکت میفرمود .\r\n\r\nاز آن حضرت میپرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش میپوشید , تو چرا لباس فاخر بر تن میکنى ؟ پاسخ میداد : مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز , که محرومان و فقرا و تهیدستان زیادبودند , چنان بود .\r\n\r\nمن اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار , نمیتوانم تعظیم شعائر دین کنم .\r\n\r\nامام پنجم ( ع ) بسیار گشادهرو و با مؤمنان و دوستان خویش برخورد بود .\r\n\r\nبا همه اصحاب مصافحه میکرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق میفرمود .\r\n\r\nدر ضمن سخنانش میفرمود : مصافحه کردن کدورتهاى درونى را از بین میبرد و گناهان دوطرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - میریزد .\r\n\r\nامام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین وعیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینى , کمال مواظبت را داشت .\r\n\r\nمیخواست سنتهاى جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقى را به مردم تعلیم نماید .\r\n\r\nدر روزهاى گرم براى رسیدگى به مزارع و نخلستانها بیرون میرفت , و باکارگران و کشاورزان بیل میزد و زمین را براى کشت آماده میساخت .\r\n\r\nآنچه ازمحصول کشاورزى - که با عرق جبین و کد یمین - به دست میآورد در راه خدا انفاق میفرمود .\r\n\r\nبامداد که براى اداى نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) میرفت , پس از گزاردن فریضه , مردم گرداگردش جمع میشدند و از انوار دانش و فضیلت اوبهرهمند میگشتند .\r\n\r\nمدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهاى دیگر اسلامى درواژگون جلوه دادن حقایق اسلامى - با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خودفروخته - کوشش بسیار کردند .\r\n\r\nناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهاى بیسابقه آل ابوسفیان , که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت ( ع ) توجه کردند , در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأ له امامت و رهبرى , که تنها شایسته امام معصوم است , سعى بلیغ کردندو معارف حقه اسلامى را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند ; تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایى رسید که فرزند گرامى آن امام , حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهى با چهار هزار شاگرد پایهگذارى نمود , و احادیث و تعلیمات اسلامى را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد .\r\n\r\nامام سجاد ( ع )با زبان دعا و مناجات و یادآورى از مظالم اموى و امر به معروف و نهى از منکرو امام باقر ( ع ) با تشکیل حلقههاى درس , زمینه این امر مهم را فراهم نمود ومسائل لازم دینى را براى مردم روشن فرمود .\r\n\r\nرسول اکرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینى وحى الهى وظایفى را که فرزندان و اهل بیت گرامیاش در آینده انجام خواهند داد و نقشى را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت , ضمن احادیثى که از آن حضرت روایت شده , تعیین فرموده است .\r\n\r\nچنان که در این حدیث آمده است : روزى جابر بن عبدالله انصارى که در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریک شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفیاب شد .\r\n\r\nصداى کودکى را شنید , پرسید کیستى ؟ گفت من محمد بن على بن الحسینم , جابر گفت : نزدیک بیا , سپس دست او راگرفت و بوسید و عرض کرد : روزى خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم .\r\n\r\nفرمود : شاید زنده بمانى و محمدبن على بن الحسین که یکى از اولاد من است ملاقات کنى .سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد .علم و دین را نشر بده .\r\n\r\nامام پنجم هم به امر جدش قیام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینى و تعلیم حقایق قرآنى و احادیث نبوى ( ص ) پرداخت .\r\n\r\nاین جابر بن عبدالله انصارى همان کسى است که در نخستین سال بعد از شهادت حضرت امام حسین ( ع ) به همراهى عطیه که مانند جابر از بزرگان و عالمان باتقوا و از مفسران بود , در اربعین حسینى به کربلا آمد و غسل کرد , و در حالى که عطیه دستش را گرفته بود در کنار قبر مطهر حضرت سیدالشهداء آمد و زیارت آن سرور شهیدان را انجام داد .\r\n\r\nبارى , امام باقر علیه السلام منبع انوار حکمت و معدن احکام الهى بود .\r\n\r\nنام نامى آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت وکلمات قصار و اندرزهایى همراه است , که به ویژه در 19 سال امامت براى ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است .\r\n\r\nبنا به روایاتى که نقل شده است , در هیچ مکتب و محضرى دانشمندان خاضعتر و خاشعتر ازمحضر محمد بن على ( ع ) نبودهاند .\r\n\r\nدر زمان امیرالمؤمنین على ( ع ) گوئیا , مقام علم و ارزش دانش هنوز -چنان که باید - بر مردم روشن نبود , گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگناى حیات مادى بیرون ننهاده و از زلال دانش علوى جامى ننوشیده بودند , و در کنار دریاى بیکران وجود على ( ع ) تشنه لب بودند و جز عدهاى معدود قدر چونان گوهرى رانمیدانستند .\r\n\r\nبی جهت نبود که مولاى متقیان بارها میفرمود : سلونى قبل از تفقدونى پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید .\r\n\r\nو بارها میگفت : من به راههاى آسمان از راههاى زمین آشناترم .\r\n\r\nولى کو آن گوهرشناسى که قدر گوهر وجودعلى را بداند ؟ اما به تدریج , به ویژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامى را درک میکردند , و مانند تشنه لبى که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد , زلال گواراى دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمى امام ( ع ) شدند , و به قول یکى از مورخان : مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشى متوجه فتح دروازههاى علم و فرهنگ شدند .\r\n\r\nامام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبودحماسه آفرینان - فراهم نبود , از این رو , نشر معارف اسلام و فعالیت علمى راو هم مبارزه عقیدتى و معنوى با سازمان حکومت اموى را , از این طریق مناسبترمیدید , و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود , به فعالیتهاى ثمر بخش علمى در این زمینه پرداخت .\r\n\r\nاما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهاى مختلف - بر ضرر حکومت بود , مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار میگرفت .\r\n\r\nدر عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفى شورش ( علیه دستگاه ) غافل نبود , و از راه دیگرى نیز آن را دامن میزد : و آن راه , تجلیل و تأ یید برادر شورشیاش زید بن على بن الحسین بود .\r\n\r\nروایاتى در دست است که وضع امام محمد باقر ( ع ) که خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فکرى و فرهنگى بوده و نقش مهمى در نشر اخلاق و فلسفه اصیل اسلامى و جهان بینى خاص قرآن , و تنظیم مبانى فقهى و تربیت شاگردانى مانند امام شافعى و تدوین مکتب داشته , موضع انقلابى برادرش زید را نیز تأ ییدمیکرده است چنانکه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) میفرمود : خداوندا پشت من را به زید محکم کن .\r\n\r\nو نیز نقل شده است که روزى زید بر امام باقر ( ع ) وارد شد , چون امام ( ع ) زید بن على را دید , این آیه را تلاوت کرد : یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله .\r\n\r\nیعنى : اى مؤمنان , بر پاى دارندگان عدالت باشید و گواهان , خداى را .\r\n\r\nآنگاه فرمود : انت و الله یا زید من اهل ذلک , اى زید , به خدا سوگندتو نمونه عمل به این آیهاى .\r\n\r\nمیدانیم که زید برادر امام محمد باقر ( ع ) که تحت تأ ثیر تعلیمات ائمه ( ع ) براى اقامه عدل و دین قیام کرد .\r\n\r\nسرانجام علیه هشام به عبدالملک اموى ,در سال ( 120 یا 122 ) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج کرد و دستگاه جبار , ناجوانمردانه او را به قتل رساند .\r\n\r\nبدن مقدس زید را سالها بر دار کردند و سپس سوزانیدند .\r\n\r\nو چنانکه تاریخ مینویسد : گرچه نهضت زید نیز به نتیجهاى نینجامید و قیامهاى دیگرى نیز که در این دوره به وجود آمد , از جهت ظاهرى به نتایجى نرسید , ولى این قیامها و اقدامها در تاریخ تشیع موجب تحرک و بیدارى و بروز فرهنگ شهادت علیه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاک شیعه را درجوشش و غلیان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاریخ شیعه ادامه داده است .\r\n\r\nامام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به این قیامها دست نیازیدند , که زمینه را مساعد نمیدیدند , ولى در هر فرصت و موقعیت به تصحیح نظر جامعه درباره حکومت و تعلیم و نشر اصول اسلام و روشن کردن افکار , که نوعى دیگر از مبارزه است , دست زدند .\r\n\r\nچه در این دوره , حکومت اموى رو به زوال بود و فتنه عباسیان دامنگیر آنان شده بود , از این رو بهترین فرصت براى نشرافکار زنده و تربیت شاگردان و آزادگان و ترسیم خط درست حکومت , پیش آمده بود و در حقیقت مبارزه سیاسى به شکل پایهریزى و تدوین اصول مکتب - که امرى بسیار ضرورى بود - پیش آمد .\r\n\r\nاما چنان که اشاره شد , دستگاه خلافت آنجا که پاى مصالح حکومتى پیش میآمدو احساس میکردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمیگیرد و خط صحیح را در شناخت امام معصوم ( ع ) و امامت که دنباله خط رسالت و بالاخره حکومت الله است تعلیم میدهد , تکان میخوردند و دست به ایذاء و آزار وشکنجه امام ( ع ) میزدند و گاه به زجر و حبس و تبعید ... براى شناخت این امر , به بیان این واقعه که در تاریخ یاد شده است میپردازیم : در یکى از سالها که هشام بن عبدالملک , خلیفه اموى , به حج میآید , جعفر بن محمد , امام صادق , در خدمت پدر خود , امام محمد باقر , نیز به حج میرفتند .\r\n\r\nروزى در مکه , حضرت صادق , در مجمع عمومى سخنرانى میکند و در آن سخنرانى تأ کید بر سر مسأ له پیشوایى و امامت و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفههاى خدا در زمین ایشانند نه دیگران , و اینکه سعادت اجتماعى و رستگارى در پیروى از ایشان است و بیعت با ایشان و ... نه دیگران .\r\n\r\nاین سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته میشود , آن هم در مکه در موسم حج , طنینى بزرگ مییابد و به گوش هشام میرسد .\r\n\r\nهشام در مکه جرأ ت نمیکند و به مصلحت خود نمیبیند که متعرض آنان شود .\r\n\r\nاما چون به دمشق میرسد , مأ مور به مدینه میفرستد و از فرماندارمدینه میخواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق روانه کرد , و چنین میشود .\r\n\r\nحضرت صادق ( ع ) میفرماید : چون وارد دمشق شدیم , روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید .\r\n\r\nهنگامى که به مجلس او درآمدیم , هشام بر تخت پادشاهى خویش نشسته و لشکر و سپاهیان خود را در سلاح کامل غرق ساخته بود , و در دو صف دربرابر خود نگاه داشته بود .\r\n\r\nنیز دستور داده بود تا آماج خانهاى ( جاهایى که درآن نشانه براى تیراندازى میگذارند ) در برابر او نصب کرده بودند , و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازى بودند .\r\n\r\nهنگامى که وارد حیاط قصر او شدیم , پدرم در پیش میرفت و من از عقب او میرفتم , چون نزدیک رسیدیم , به پدرم گفته : شما هم همراه اینان تیر بیندازید پدرم گفت : من پیر شدهام .\r\n\r\nاکنون این کار از من ساخته نیست اگر من را معاف دارى بهتر است .\r\n\r\nهشام قسم یاد کرد : به حق خداوندى که ما را به دین خود و پیغمبر خود گرامى داشت , تورا معاف نمیدارم .\r\n\r\nآنگاه به یکى از بزرگان بنى امیه امر کرد که تیر و کمان خود را به او ( یعنى امام باقر - ع - ) بده تا او نیز در مسابقه شرکت کند .\r\n\r\nپدرم کمان را از آن مرد بگرفت و یک تیر نیر بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بکشید و بر میان نشانه زد .\r\n\r\nسپس تیر دیگر بگرفت و بر فاق تیر اول زد ... تاآنکه نه تیر پیاپى افکند .\r\n\r\nهشام از دیدن این چگونگى خشمگین گشت و گفت : نیک تیر انداختى اى ابوجعفر , تو ماهرترین عرب و عجمى در تیراندازى .\r\n\r\nچرامیگفتى من بر این کار قادر نیستم ؟ ...\r\n\r\nبگو : این تیراندازى را چه کسى به تویاد داده است .\r\n\r\nپدرم فرمود : میدانى که در میان اهل مدینه , این فن شایع است .\r\n\r\nمن در جوانى چندى تمرین این کار کردهام .\r\n\r\nسپس امام صادق ( ع ) اشاره میفرماید که : هشام از مجموع ماجرا غضبناک گشت و عازم قتل پدرم شد .\r\n\r\nدر همان محفل هشام بر سر مقام رهبرى و خلافت اسلامى با امام باقر ( ع ) سخن میگوید .\r\n\r\nامام باقر درباره رهبرى رهبران بر حق و چگونگى اداره اجتماع اسلامى و اینکه رهبر یک اجتماع اسلامى باید چگونه باشد , سخن میگوید .\r\n\r\nاینها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام -بیش از پیش ناراحت میکند .\r\n\r\nبعضى نوشتهاند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند .\r\n\r\nو چون به او خبر میدهند که زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شدهاند , امام را رها میکند و به شتاب روانه مدینه مینماید .\r\n\r\nو پیکى سریع , پیش از حرکت امام از دمشق , میفرستد تا در آبادیها و شهرهاى سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق ع ) تبلیغ کنند تا بدین گونه ,مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأ ثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند .\r\n\r\nبا این وصف امام ( ع ) در این سفر , از تماس با مردم - حتى مسیحیان - و روشن کردن آنان غفلت نمیورزد .\r\n\r\nجالب توجه و قابل دقت و یادگیرى است که امام محمد باقر ( ع ) وصیت میکند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) که مقدارى از مال او را وقف کند , تاپس از مرگش , تا ده سال در ایام حج و در منى محل اجتماع حاجیها براى سنگ انداختن به شیطان ( رمى جمرات ) و قربانى کردن براى او محفل عزا اقامه کنند .\r\n\r\nتوجه به موضوع و تعیین مکان , اهمیت بسیار دارد .\r\n\r\nبه گفته صاحب الغدیر -زنده یاد علامه امینى - این وصیت براى آن است که اجتماع بزرگ اسلامى , در آن مکان مقدس با پیشواى حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد , واز دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد , و این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى .\r\n\r\nحضرت امام محمد باقر ( ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگى کرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت , نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامى , تعلیم شاگردان , رهبرى اصحاب و مردم , اجرا کردن سنتهاى جد بزرگوارش در میان خلق , متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحیح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم , که تنها خلیفه راستین خدا و رسول ( ص ) در زمین است , پرداخت و لحظهاى از این وظیفه غفلت نفرمود .\r\n\r\nسرانجام در هفتم ذیحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست .\r\n\r\nپیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنارپدر بزرگوارش - به خاک سپردند .","content_html":"<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">نام مبارک امام پنجم محمد بود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ,بدین جهت که : دریاى دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">القاب دیگرى مانند شاکر و صابر و هادى نیز براى آن حضرت ذکر کردهاند که هریک بازگوینده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">کنیه امام ابوجعفر بود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسین ( ع ) میرسید .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پدرش حضرت سیدالساجدین , امام زین العابدین , على بن الحسین ( ع ) است .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدینه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سیدالشهداء کودکى بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک میشد .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . یعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلى مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسى و ظهور سرداران و مدعیانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و دیگران مطرح است , ترجمه کتابهاى فلسفى و مجادلات کلامى در این دوره پیش میآید , و عدهاى از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا میشوند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">قاضیها و متکلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پدیدمیآیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر مینماید , و تعلیمات قرآنى - به ویژه مسأ له امامت و ولایت را , که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا , افکار بسیارى از حق طلبان را به حقانیت آل على ( ع ) متوجه کرده بود , و پرده از چهره زشت ستمکاران اموى ودین به دنیا فروشان برگرفته بود , به انحراف میکشاندند و احادیث نبوى را دربوته فراموشى قرار میدادند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">برخى نیز احادیثى به نفع دستگاه حاکم جعل کرده ویا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون مینمودند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">اینها عواملى بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنهابایستند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وى امام جعفر صادق ( ع )از موقعیت مساعد روزگار سیاسى , براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى و معارف حقه بهره جستند , و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى را پایهریزى نمودند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقى تعلیمات پیامبر( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند , و میبایست به تربیت شاگردانى عالم و عامل و یارانى شایسته و فداکار دست یازند , و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوین و تدریس کنند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">به همین جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء ودانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در مکتب تربیتى امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته میشد .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ابوجعفر امام محمد باقر ( ع )متولى صدقات حضرت رسول ( ص ) و امیرالمؤمنین ( ع ) و پدر و جد خود بود واین صدقات را بر بنى هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم میکرد , و اداره آنهارا از جهت مالى به عهده داشت .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام باقر ( ع ) داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سیرت و صورتش ستوده بود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیوسته لباس تمیز و نومیپوشید .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در کمال وقار و شکوه حرکت میفرمود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">از آن حضرت میپرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش میپوشید , تو چرا لباس فاخر بر تن میکنى ؟ پاسخ میداد : مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز , که محرومان و فقرا و تهیدستان زیادبودند , چنان بود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار , نمیتوانم تعظیم شعائر دین کنم .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام پنجم ( ع ) بسیار گشادهرو و با مؤمنان و دوستان خویش برخورد بود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">با همه اصحاب مصافحه میکرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق میفرمود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در ضمن سخنانش میفرمود : مصافحه کردن کدورتهاى درونى را از بین میبرد و گناهان دوطرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - میریزد .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین وعیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینى , کمال مواظبت را داشت .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">میخواست سنتهاى جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقى را به مردم تعلیم نماید .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در روزهاى گرم براى رسیدگى به مزارع و نخلستانها بیرون میرفت , و باکارگران و کشاورزان بیل میزد و زمین را براى کشت آماده میساخت .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">آنچه ازمحصول کشاورزى - که با عرق جبین و کد یمین - به دست میآورد در راه خدا انفاق میفرمود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بامداد که براى اداى نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) میرفت , پس از گزاردن فریضه , مردم گرداگردش جمع میشدند و از انوار دانش و فضیلت اوبهرهمند میگشتند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهاى دیگر اسلامى درواژگون جلوه دادن حقایق اسلامى - با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خودفروخته - کوشش بسیار کردند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهاى بیسابقه آل ابوسفیان , که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت ( ع ) توجه کردند , در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأ له امامت و رهبرى , که تنها شایسته امام معصوم است , سعى بلیغ کردندو معارف حقه اسلامى را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند ; تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایى رسید که فرزند گرامى آن امام , حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهى با چهار هزار شاگرد پایهگذارى نمود , و احادیث و تعلیمات اسلامى را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام سجاد ( ع )با زبان دعا و مناجات و یادآورى از مظالم اموى و امر به معروف و نهى از منکرو امام باقر ( ع ) با تشکیل حلقههاى درس , زمینه این امر مهم را فراهم نمود ومسائل لازم دینى را براى مردم روشن فرمود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">رسول اکرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینى وحى الهى وظایفى را که فرزندان و اهل بیت گرامیاش در آینده انجام خواهند داد و نقشى را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت , ضمن احادیثى که از آن حضرت روایت شده , تعیین فرموده است .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">چنان که در این حدیث آمده است : روزى جابر بن عبدالله انصارى که در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریک شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفیاب شد .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">صداى کودکى را شنید , پرسید کیستى ؟ گفت من محمد بن على بن الحسینم , جابر گفت : نزدیک بیا , سپس دست او راگرفت و بوسید و عرض کرد : روزى خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">فرمود : شاید زنده بمانى و محمدبن على بن الحسین که یکى از اولاد من است ملاقات کنى .سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد .علم و دین را نشر بده .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام پنجم هم به امر جدش قیام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینى و تعلیم حقایق قرآنى و احادیث نبوى ( ص ) پرداخت .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">این جابر بن عبدالله انصارى همان کسى است که در نخستین سال بعد از شهادت حضرت امام حسین ( ع ) به همراهى عطیه که مانند جابر از بزرگان و عالمان باتقوا و از مفسران بود , در اربعین حسینى به کربلا آمد و غسل کرد , و در حالى که عطیه دستش را گرفته بود در کنار قبر مطهر حضرت سیدالشهداء آمد و زیارت آن سرور شهیدان را انجام داد .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بارى , امام باقر علیه السلام منبع انوار حکمت و معدن احکام الهى بود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">نام نامى آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت وکلمات قصار و اندرزهایى همراه است , که به ویژه در 19 سال امامت براى ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بنا به روایاتى که نقل شده است , در هیچ مکتب و محضرى دانشمندان خاضعتر و خاشعتر ازمحضر محمد بن على ( ع ) نبودهاند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در زمان امیرالمؤمنین على ( ع ) گوئیا , مقام علم و ارزش دانش هنوز -چنان که باید - بر مردم روشن نبود , گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگناى حیات مادى بیرون ننهاده و از زلال دانش علوى جامى ننوشیده بودند , و در کنار دریاى بیکران وجود على ( ع ) تشنه لب بودند و جز عدهاى معدود قدر چونان گوهرى رانمیدانستند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بی جهت نبود که مولاى متقیان بارها میفرمود : سلونى قبل از تفقدونى پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">و بارها میگفت : من به راههاى آسمان از راههاى زمین آشناترم .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ولى کو آن گوهرشناسى که قدر گوهر وجودعلى را بداند ؟ اما به تدریج , به ویژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامى را درک میکردند , و مانند تشنه لبى که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد , زلال گواراى دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمى امام ( ع ) شدند , و به قول یکى از مورخان : مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشى متوجه فتح دروازههاى علم و فرهنگ شدند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبودحماسه آفرینان - فراهم نبود , از این رو , نشر معارف اسلام و فعالیت علمى راو هم مبارزه عقیدتى و معنوى با سازمان حکومت اموى را , از این طریق مناسبترمیدید , و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود , به فعالیتهاى ثمر بخش علمى در این زمینه پرداخت .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهاى مختلف - بر ضرر حکومت بود , مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار میگرفت .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفى شورش ( علیه دستگاه ) غافل نبود , و از راه دیگرى نیز آن را دامن میزد : و آن راه , تجلیل و تأ یید برادر شورشیاش زید بن على بن الحسین بود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">روایاتى در دست است که وضع امام محمد باقر ( ع ) که خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فکرى و فرهنگى بوده و نقش مهمى در نشر اخلاق و فلسفه اصیل اسلامى و جهان بینى خاص قرآن , و تنظیم مبانى فقهى و تربیت شاگردانى مانند امام شافعى و تدوین مکتب داشته , موضع انقلابى برادرش زید را نیز تأ ییدمیکرده است چنانکه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) میفرمود : خداوندا پشت من را به زید محکم کن .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">و نیز نقل شده است که روزى زید بر امام باقر ( ع ) وارد شد , چون امام ( ع ) زید بن على را دید , این آیه را تلاوت کرد : یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">یعنى : اى مؤمنان , بر پاى دارندگان عدالت باشید و گواهان , خداى را .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">آنگاه فرمود : انت و الله یا زید من اهل ذلک , اى زید , به خدا سوگندتو نمونه عمل به این آیهاى .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">میدانیم که زید برادر امام محمد باقر ( ع ) که تحت تأ ثیر تعلیمات ائمه ( ع ) براى اقامه عدل و دین قیام کرد .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سرانجام علیه هشام به عبدالملک اموى ,در سال ( 120 یا 122 ) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج کرد و دستگاه جبار , ناجوانمردانه او را به قتل رساند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بدن مقدس زید را سالها بر دار کردند و سپس سوزانیدند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">و چنانکه تاریخ مینویسد : گرچه نهضت زید نیز به نتیجهاى نینجامید و قیامهاى دیگرى نیز که در این دوره به وجود آمد , از جهت ظاهرى به نتایجى نرسید , ولى این قیامها و اقدامها در تاریخ تشیع موجب تحرک و بیدارى و بروز فرهنگ شهادت علیه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاک شیعه را درجوشش و غلیان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاریخ شیعه ادامه داده است .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به این قیامها دست نیازیدند , که زمینه را مساعد نمیدیدند , ولى در هر فرصت و موقعیت به تصحیح نظر جامعه درباره حکومت و تعلیم و نشر اصول اسلام و روشن کردن افکار , که نوعى دیگر از مبارزه است , دست زدند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">چه در این دوره , حکومت اموى رو به زوال بود و فتنه عباسیان دامنگیر آنان شده بود , از این رو بهترین فرصت براى نشرافکار زنده و تربیت شاگردان و آزادگان و ترسیم خط درست حکومت , پیش آمده بود و در حقیقت مبارزه سیاسى به شکل پایهریزى و تدوین اصول مکتب - که امرى بسیار ضرورى بود - پیش آمد .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">اما چنان که اشاره شد , دستگاه خلافت آنجا که پاى مصالح حکومتى پیش میآمدو احساس میکردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمیگیرد و خط صحیح را در شناخت امام معصوم ( ع ) و امامت که دنباله خط رسالت و بالاخره حکومت الله است تعلیم میدهد , تکان میخوردند و دست به ایذاء و آزار وشکنجه امام ( ع ) میزدند و گاه به زجر و حبس و تبعید ... براى شناخت این امر , به بیان این واقعه که در تاریخ یاد شده است میپردازیم : در یکى از سالها که هشام بن عبدالملک , خلیفه اموى , به حج میآید , جعفر بن محمد , امام صادق , در خدمت پدر خود , امام محمد باقر , نیز به حج میرفتند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">روزى در مکه , حضرت صادق , در مجمع عمومى سخنرانى میکند و در آن سخنرانى تأ کید بر سر مسأ له پیشوایى و امامت و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفههاى خدا در زمین ایشانند نه دیگران , و اینکه سعادت اجتماعى و رستگارى در پیروى از ایشان است و بیعت با ایشان و ... نه دیگران .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">این سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته میشود , آن هم در مکه در موسم حج , طنینى بزرگ مییابد و به گوش هشام میرسد .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">هشام در مکه جرأ ت نمیکند و به مصلحت خود نمیبیند که متعرض آنان شود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">اما چون به دمشق میرسد , مأ مور به مدینه میفرستد و از فرماندارمدینه میخواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق روانه کرد , و چنین میشود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حضرت صادق ( ع ) میفرماید : چون وارد دمشق شدیم , روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">هنگامى که به مجلس او درآمدیم , هشام بر تخت پادشاهى خویش نشسته و لشکر و سپاهیان خود را در سلاح کامل غرق ساخته بود , و در دو صف دربرابر خود نگاه داشته بود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">نیز دستور داده بود تا آماج خانهاى ( جاهایى که درآن نشانه براى تیراندازى میگذارند ) در برابر او نصب کرده بودند , و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازى بودند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">هنگامى که وارد حیاط قصر او شدیم , پدرم در پیش میرفت و من از عقب او میرفتم , چون نزدیک رسیدیم , به پدرم گفته : شما هم همراه اینان تیر بیندازید پدرم گفت : من پیر شدهام .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">اکنون این کار از من ساخته نیست اگر من را معاف دارى بهتر است .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">هشام قسم یاد کرد : به حق خداوندى که ما را به دین خود و پیغمبر خود گرامى داشت , تورا معاف نمیدارم .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">آنگاه به یکى از بزرگان بنى امیه امر کرد که تیر و کمان خود را به او ( یعنى امام باقر - ع - ) بده تا او نیز در مسابقه شرکت کند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پدرم کمان را از آن مرد بگرفت و یک تیر نیر بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بکشید و بر میان نشانه زد .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سپس تیر دیگر بگرفت و بر فاق تیر اول زد ... تاآنکه نه تیر پیاپى افکند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">هشام از دیدن این چگونگى خشمگین گشت و گفت : نیک تیر انداختى اى ابوجعفر , تو ماهرترین عرب و عجمى در تیراندازى .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">چرامیگفتى من بر این کار قادر نیستم ؟ ...<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بگو : این تیراندازى را چه کسى به تویاد داده است .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پدرم فرمود : میدانى که در میان اهل مدینه , این فن شایع است .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">من در جوانى چندى تمرین این کار کردهام .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سپس امام صادق ( ع ) اشاره میفرماید که : هشام از مجموع ماجرا غضبناک گشت و عازم قتل پدرم شد .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در همان محفل هشام بر سر مقام رهبرى و خلافت اسلامى با امام باقر ( ع ) سخن میگوید .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام باقر درباره رهبرى رهبران بر حق و چگونگى اداره اجتماع اسلامى و اینکه رهبر یک اجتماع اسلامى باید چگونه باشد , سخن میگوید .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">اینها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام -بیش از پیش ناراحت میکند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بعضى نوشتهاند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">و چون به او خبر میدهند که زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شدهاند , امام را رها میکند و به شتاب روانه مدینه مینماید .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">و پیکى سریع , پیش از حرکت امام از دمشق , میفرستد تا در آبادیها و شهرهاى سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق ع ) تبلیغ کنند تا بدین گونه ,مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأ ثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">با این وصف امام ( ع ) در این سفر , از تماس با مردم - حتى مسیحیان - و روشن کردن آنان غفلت نمیورزد .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">جالب توجه و قابل دقت و یادگیرى است که امام محمد باقر ( ع ) وصیت میکند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) که مقدارى از مال او را وقف کند , تاپس از مرگش , تا ده سال در ایام حج و در منى محل اجتماع حاجیها براى سنگ انداختن به شیطان ( رمى جمرات ) و قربانى کردن براى او محفل عزا اقامه کنند .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">توجه به موضوع و تعیین مکان , اهمیت بسیار دارد .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">به گفته صاحب الغدیر -زنده یاد علامه امینى - این وصیت براى آن است که اجتماع بزرگ اسلامى , در آن مکان مقدس با پیشواى حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد , واز دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد , و این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگى کرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت , نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامى , تعلیم شاگردان , رهبرى اصحاب و مردم , اجرا کردن سنتهاى جد بزرگوارش در میان خلق , متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحیح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم , که تنها خلیفه راستین خدا و رسول ( ص ) در زمین است , پرداخت و لحظهاى از این وظیفه غفلت نفرمود .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست .<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنارپدر بزرگوارش - به خاک سپردند .<\/span><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2015-09-20 15:14:59","content_date_event":"2015-09-20 15:14:59","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2015-09-20 15:33:39","content_date_register":"2015-09-20 15:17:50","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":8756,"eid":8756,"attach_title":"بقیع ،بهشت ویران شده","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850_150_95.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850_282_179.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850_282_179.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850_282_179.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850_282_179.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850_282_179.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3761588850,"files":{"original":{"url":".\/file\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850.jpg","width":282,"height":179,"size":0}}}],"images":[{"id":90572,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850_150_95.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850_282_179.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850_282_179.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850_282_179.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850_282_179.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90572_3761588850_282_179.webp"},"file_size":12347,"width":282,"height":179,"show_title":1,"title":"بقیع ،بهشت ویران شده","priority":0},{"id":90575,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/87\/attach\/201507\/90575_2361261524.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90575_2361261524_150_75.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90575_2361261524_300_150.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90575_2361261524_318_159.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90575_2361261524_318_159.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90575_2361261524_318_159.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201507\/90575_2361261524_318_159.webp"},"file_size":10834,"width":318,"height":159,"show_title":1,"title":"بقیع ،بهشت ویران شده","priority":1}]}]]