[[{"content_id":223072,"content_number":0,"portal_id":87,"lang_id":"fa","content_title":"25 ماه شوال \r\n\r\nسالروز شهادت شیخ الائمه حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام )برتمامی شیعیان ومحبین آنحضرت تسلیت باد.","content_rtitr":"","content_short_title":"","content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مذهب جعفری&nbsp;( شیعه ) در روز 17 ربیع الاول سال 83هجری&nbsp;چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش &quot;ام فروه &quot; دختر قاسم بن محمد بن ابی&nbsp; بکر می باشد. کنیه آن حضرت : &quot;ابو عبدالله &quot; و لقبش &quot;صادق &quot; است . حضرت صادق تا سن 12سالگی&nbsp;معاصر جد گرامیش حضرت سجاد بود و مسلما تربیت اولیه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چینی&nbsp;کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نیز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی&nbsp; کرد و با این ترتیب 31سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر یک از آنان در زمان خویش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فیض کسب نور می نمودند گذرانید . بنابراین صرف نظر از جنبه الهی&nbsp;و افاضات رحمانی&nbsp;که هر امامی&nbsp;آن را دار می باشد ، بهره مندی&nbsp; از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی&nbsp;و شم علمی&nbsp; و ذکاوت بسیار ، به حد کمال علم و ادب رسید و در عصر خود بزرگترین قهرمان علم و دانش گردید . پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نیز دوره امامت او بود که در این مدت &quot;مکتب جعفری &quot; را پایه ریزی&nbsp;فرمود و موجب بازسازی&nbsp;و زنده نگهداشتن شریعت محمدی&nbsp;( ص ) گردید . زندگی&nbsp;پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی&nbsp; امیه ( هشام بن عبدالملک - ولید بن یزید - یزید بن ولید - ابراهیم بن ولید - مروان حمار ) که هر یک به نحوی&nbsp;موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم می کرده اند ، و دو نفر از خلفای&nbsp;عباسی&nbsp;( سفاح و منصور ) نیز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بیداد و ستم بر امویان پیشی&nbsp;گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شریفش در ناامنی&nbsp;و ناراحتی&nbsp;بیشتری&nbsp;بسر می برد .\r\n\r\nعصر امام صادق ( ع )&nbsp;\r\nعصر امام صادق ( ع ) یکی&nbsp;از طوفانی ترین ادوار تاریخ اسلام است که از یک سو اغتشاشها و انقلابهای&nbsp;پیاپی&nbsp; گروههای&nbsp;مختلف ، بویژه از طرف خونخواهان امام حسین ( ع ) رخ می داد ، که انقلاب &quot;ابو سلمه &quot; در کوفه و &quot;ابو مسلم &quot; در خراسان و ایران از مهمترین آنها بوده است . و همین انقلاب سرانجام حکومت شوم بنی&nbsp;امیه را برانداخت و مردم را از یوغ ستم و بیدادشان رها ساخت . لیکن سرانجام بنی&nbsp;عباس با تردستی&nbsp;و توطئه ، بناحق از انقلاب بهره گرفته و حکومت و خلافت را تصاحب کردند . دوره انتقال حکومت هزار ماهه بنی&nbsp;امیه به بنی&nbsp;عباس طوفانی ترین و پر هرج و مرج ترین دورانی&nbsp;بود که زندگی&nbsp;امام صادق ( ع ) را فراگرفته بود . و از دیگر سو عصر آن حضرت ، عصر برخورد مکتبها و ایده ئولوژیها و عصر تضاد افکار فلسفی&nbsp;و کلامی&nbsp;مختلف بود ، که از برخورد ملتهای&nbsp;اسلام با مردم کشورهای&nbsp;فتح شده و نیز روابط مراکز اسلامی&nbsp;با دنیای&nbsp;خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نیز شور و هیجانی&nbsp;برای&nbsp;فهمیدن و پژوهش پدید آورده بود . عصری&nbsp;که کوچکترین کم کاری&nbsp;یا عدم بیداری&nbsp;و تحرک پاسدار راستین اسلام ، یعنی&nbsp; امام ( ع ) ، موجب نابودی&nbsp; دین و پوسیدگی&nbsp;تعلیمات حیات بخش اسلام ، هم از درون و هم از بیرون می شد . اینجا بود که امام ( ع ) دشواری&nbsp;فراوان در پیش و مسؤولیت عظیم بر دوش داشت . پیشوای&nbsp;ششم در گیر و دار چنین بحرانی&nbsp;می بایست از یک سو به فکر نجات افکار توده مسلمان از الحاد و بی دینی&nbsp;و کفر و نیز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی&nbsp;از مسیر راستین باشد ، و از توجیهات غلط و وارونه دستورات دین به وسیله خلفای&nbsp;وقت جلوگیری&nbsp;کند . علاوه بر این ، با نقشه ای&nbsp; دقیق و ماهرانه ، شیعه را از اضمحلال و نابودی&nbsp; برهاند ، شیعه ای&nbsp;که در خفقان و شکنجه حکومت پیشین ، آخرین رمقها را می گذراند ، و آخرین نفرات خویش را قربانی&nbsp;می داد ، و رجال و مردان با ارزش شیعه یا مخفی&nbsp; بودند ، و یا در کر و فر و زرق و برق حکومت غاصب ستمگر ذوب شده بودند ، و جرأت ابراز شخصیت نداشتند ، حکومت جدید هم در کشتار و بی عدالتی&nbsp;دست کمی&nbsp;از آنها نداشت و وضع به حدی&nbsp; خفقان آور و ناگوار و خطرناک بود که همگی&nbsp;یاران امام ( ع ) را در معرض خطر مرگ قرار می داد ، چنانکه زبده هایشان جزو لیست سیاه مرگ بودند . &quot;جابر جعفی &quot; یکی&nbsp; از یاران ویژه امام است که از طرف آن حضرت برای&nbsp;انجام دادن امری&nbsp;به سوی&nbsp;کوفه می رفت . در بین راه قاصد تیز پای&nbsp;امام به او رسید و گفت : امام ( ع ) می گوید : خودت را به دیوانگی&nbsp;بزن ، همین دستور او را از مرگ نجات داد و حاکم کوفه که فرمان محرمانه ترور را از طرف خلیفه داشت از قتلش به خاطر دیوانگی&nbsp;منصرف شد . جابر جعفی&nbsp;که از اصحاب سر امام باقر ( ع ) نیز می باشد می گوید : امام باقر ( ع ) هفتاد هزار بیت حدیث به من آموخت که به کسی&nbsp;نگفتم و نخواهم گفت ... او روزی&nbsp;به حضرت عرض کرد مطالبی&nbsp;از اسرار به من گفته ای&nbsp;که سینه ام تاب تحمل آن را ندارد و محرمی&nbsp;ندارم تا به او بگویم و نزدیک است دیوانه شوم . امام فرمود : به کوه و صحرا برو و چاهی&nbsp;بکن و سر در دهانه چاه بگذار و در خلوت چاه بگو : حدثنی&nbsp; محمد بن علی&nbsp;بکذا وکذا ... ، ( یعنی&nbsp;امام باقر ( ع ) به من فلان مطلب را گفت ، یا روایت کرد ) . آری&nbsp;، شیعه می رفت که نابود شود ، یعنی&nbsp;اسلام راستین به رنگ خلفا درآید ، و به صورت اسلام بنی&nbsp;امیه ای&nbsp;یا بنی&nbsp;عباسی&nbsp;خودنمایی&nbsp;کند . در چنین شرایط دشواری&nbsp;، امام دامن همت به کمر زد و به احیا و بازسازی&nbsp; معارف اسلامی&nbsp;پرداخت و مکتب علمی&nbsp;عظیمی&nbsp;به وجود آورد که محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص ( همانند هشام ، محمد بن مسلم و ... ) در رشته های&nbsp; گوناگون علوم بودند ، و اینان در سراسر کشور پهناور اسلامی&nbsp;آن روز پخش شدند . هر یک از اینان از طرفی&nbsp; خود ، بازگوکننده منطق امام که همان منطق اسلام است و پاسدار میراث دینی&nbsp; و علمی&nbsp;و نگهدارنده تشیع راستین بودند ، و از طرف دیگر مدافع و مانع نفوذ افکار ضد اسلامی&nbsp;و ویرانگر در میان مسلمانان نیز بودند . تأسیس چنین مکتب فکری&nbsp; و این سان نوسازی&nbsp;و احیاگری&nbsp;تعلیمات اسلامی&nbsp;، سبب شد که امام صادق ( ع ) به عنوان رئیس مذهب جعفری&nbsp;( تشیع ) مشهور گردد . لیکن طولی&nbsp;نکشید که بنی&nbsp;عباس پس از تحکیم پایه های&nbsp;حکومت و نفوذ خود ، همان شیوه ستم و فشار بنی&nbsp;امیه را پیش گرفتند و حتی&nbsp;از آنان هم گوی&nbsp;سبقت را ربودند . امام صادق ( ع ) که همواره مبارزی&nbsp;نستوه و خستگی ناپذیر و انقلابیی&nbsp;بنیادی&nbsp;در میدان فکر و عمل بوده ، کاری&nbsp;که امام حسین ( ع ) به صورت قیام خونین انجام داد ، وی&nbsp;قیام خود را در لباس تدریس و تأسیس مکتب و انسان سازی&nbsp;انجام داد و جهادی&nbsp;راستین کرد .\r\n\r\nجنبش علمی&nbsp;\r\nاختلافات سیاسی&nbsp;بین امویان و عباسیان و تقسیم شدن اسلام به فرقه های&nbsp;مختلف و ظهور عقاید مادی&nbsp;و نفوذ فلسفه یونان در کشورهای&nbsp;اسلامی&nbsp;، موجب پیدایش یک نهضت علمی&nbsp;گردید . نهضتی&nbsp;که پایه های&nbsp;آن بر حقایق مسلم استوار بود . چنین نهضتی&nbsp; لازم بود ، تا هم حقایق دینی&nbsp;را از میان خرافات و موهومات و احادیث جعلی&nbsp;بیرون کشد و هم در برابر زندیقها و مادیها با نیروی&nbsp;منطق و قدرت استدلال مقاومت کند و آرای&nbsp;سست آنها را محکوم سازد . گفتگوهای&nbsp;علمی&nbsp;و مناظرات آن حضرت با افراد دهری&nbsp;و مادی&nbsp;مانند &quot;ابن ابی&nbsp;العوجاء&quot; و &quot;ابو شاکر دیصانی &quot; و حتی&nbsp;&quot;ابن مقفع &quot; معروف است . به وجود آمدن چنین نهضت علمی&nbsp;در محیط آشفته و تاریک آن عصر ، کار هر کسی&nbsp; نبود ، فقط کسی&nbsp;شایسته این مقام بزرگ بود که مأموریت الهی&nbsp;داشته باشد و از جانب خداوند پشتیبانی&nbsp; شود ، تا بتواند به نیروی&nbsp;الهام و پاکی&nbsp;نفس و تقوا وجود خود را به مبدأ غیب ارتباطدهد ، حقایق علمی&nbsp;را از دریای&nbsp;بیکران علم الهی&nbsp;به دست آورد ، و در دسترس استفاده گوهرشناسان حقیقت قرار دهد . تنها وجود گرامی&nbsp; حضرت صادق ( ع ) می توانست چنین مقامی&nbsp;داشته باشد ، تنها امام صادق ( ع ) بود که با کناره گیری&nbsp;از سیاست و جنجالهای&nbsp;سیاسی&nbsp;از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانین و احادیث راستین دین مبین و تبلیغ احکام و تعلیم و تربیت مسلمانان کمر همت بر میان بست . زمان امام صادق ( ع ) در حقیقت عصر طلایی&nbsp;دانش و ترویج احکام و تربیت شاگردانی&nbsp;بود که هر یک مشعل نورانی&nbsp;علم را به گوشه و کنار بردند و در &quot;خودشناسی &quot; و &quot;خداشناسی &quot; مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدایت مردم کوشیدند . در همین دوران درخشان - در برابر فلسفه یونان - کلام و حکمت اسلامی&nbsp;رشد کرد و فلاسفه و حکمای&nbsp;بزرگی&nbsp;در اسلام پرورش یافتند . همزمان با نهضت علمی&nbsp;و پیشرفت دانش بوسیله حضرت صادق ( ع ) در مدینه ، منصور خلیفه عباسی&nbsp;که از راه کینه و حسد ، به فکر ایجاد مکتب دیگری&nbsp;افتاد که هم بتواند در برابر مکتب جعفری&nbsp; استقلال علمی&nbsp;داشته باشد و هم مردم را سرگرم نماید و از خوشه چینی&nbsp;از محضر امام ( ع ) بازدارد . بدین جهت منصور مدرسه ای&nbsp;در محله &quot;کرخ &quot; بغداد تأسیس نمود . منصور در این مدرسه از وجود ابو حنیفه در مسائل فقهی&nbsp;استفاده نمود و کتب علمی&nbsp;و فلسفی&nbsp;را هم دستور داد از هند و یونان آوردند و ترجمه نمودند ، و نیز مالک را - که رئیس فرقه مالکی&nbsp;است - بر مسند فقه نشاند ، ولی&nbsp;این مکتبها نتوانستند وظیفه ارشاد خود را چنانکه باید انجام دهند . امام صادق ( ع ) مسائل فقهی&nbsp;و علمی&nbsp;و کلامی&nbsp;را که پراکنده بود ، به صورت منظم درآورد ، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زیادی&nbsp;تربیت فرمود که باعث گسترش معارف اسلامی&nbsp; در جهان گردید . دانش گستری&nbsp;امام ( ع ) در رشته های&nbsp;مختلف فقه ، فلسفه و کلام ، علوم طبیعی&nbsp;و ... آغاز شد . فقه جعفری&nbsp;همان فقه محمدی&nbsp;یا دستورهای&nbsp;دینی&nbsp;است که از سوی&nbsp;خدا به پیغمبر بزرگوارش از طریق قرآن و وحی&nbsp;رسیده است . بر خلاف سایر فرقه ها که بر مبنای&nbsp;عقیده و رأی&nbsp;و نظر خود مطالبی&nbsp;را کم یا زیاد می کردند ، فقه جعفری&nbsp; توضیح و بیان همان اصول و فروعی&nbsp;بود که در مکتب اسلام از آغاز مطرح بوده است . ابو حنیفه رئیس فرقه حنفی&nbsp;درباره امام صادق ( ع ) گفت : من فقیه تر از جعفرالصادق کسی&nbsp;را ندیده ام و نمی شناسم . فتوای&nbsp;بزرگترین فقیه جهان تسنن شیخ محمد شلتوت رئیس دانشگاه الازهر مصر که با کمال صراحت عمل به فقه جعفری&nbsp;را مانند مذاهب دیگر اهل سنت جایز دانست - در روزگار ما - خود اعترافی&nbsp; است بر استواری&nbsp;فقه جعفری&nbsp;و حتی&nbsp;برتری&nbsp;آن بر مذاهب دیگر . و اینها نتیجه کار و عمل آن روز امام صادق ( ع ) است . در رشته فلسفه و حکمت حضرت صادق ( ع ) همیشه با اصحاب و حتی&nbsp;کسانی&nbsp;که از دین و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتی&nbsp;داشته است . نمونه ای&nbsp;از بیانات امام ( ع ) که در اثبات وجود خداوند حکیم است ، به یکی&nbsp;از شاگردان واصحاب خود به نام &quot;مفضل بن عمر&quot; فرمود که در کتابی&nbsp;به نام &quot;توحید مفضل &quot; هم اکنون در دست است . مناظرات امام صادق ( ع ) با طبیب هندی&nbsp;که موضوع کتاب &quot;اهلیلجه &quot; است نیز نکات حکمت آموز بسیاری&nbsp; دارد که گوشه ای&nbsp;از دریای&nbsp;بیکران علم امام صادق ( ع ) است . برای&nbsp;شناسایی&nbsp;استاد معمولا دو راه داریم ، یکی&nbsp;شناختن آثار و کلمات او ، دوم شناختن شاگردان و تربیت شدگان مکتبش . کلمات و آثار و احادیث زیادی&nbsp;از حضرت صادق ( ع ) نقل شده است که ما حتی&nbsp; قطره ای&nbsp;از دریا را نمی توانیم به دست دهیم مگر &quot;نمی&nbsp;از یمی &quot; . اما شاگردان آن حضرت هم بیش از چهار هزار بوده اند ، یکی&nbsp;از آنها &quot;جابر بن حیان &quot; است . جابر از مردم خراسان بود . پدرش در طوس به داروفروشی&nbsp;مشغول بود که به وسیله طرفداران بنی&nbsp;امیه به قتل رسید . جابر بن حیان پس از قتل پدرش به مدینه آمد . ابتدا در نزد امام محمد باقر ( ع ) و سپس در نزد امام صادق ( ع ) شاگردی&nbsp;کرد . جابر یکی&nbsp; از افراد عجیب روزگار و از نوابغ بزرگ جهان اسلام است . در تمام علوم و فنون مخصوصا در علم شیمی&nbsp;تألیفات زیادی&nbsp;دارد ، و در رساله های&nbsp; خود همه جا نقل می کند که ( جعفر بن محمد ) به من چنین گفت یا تعلیم داد یا حدیث کرد . از اکتشافات او اسید ازتیک ( تیزآب ) و تیزاب سلطانی&nbsp;و الکل است . وی&nbsp;چند فلز و شبه فلز را در زمان خود کشف کرد . در دوران &quot;رنسانس اروپا&quot; در حدود 300رساله از جابر به زبان آلمانی&nbsp;چاپ و ترجمه شده که در کتابخانه های&nbsp;برلین و پاریس ضبط است . حضرت صادق ( ع ) بر اثر توطئه های&nbsp;منصور عباسی&nbsp;در سال 148هجری&nbsp;مسموم و در قبرستان بقیع در مدینه مدفون شد . عمر شریفش در این هنگام 65سال بود . از جهت اینکه عمر بیشتری&nbsp;نصیب ایشان شده است به &quot;شیخ الائمه &quot; موسوم است . حضرت امام صادق ( ع ) هفت پسر و سه دختر داشت . پس از حضرت صادق ( ع ) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسی&nbsp;کاظم ( ع ) منتقل گردید . دیگر از فرزندان آن حضرت اسمعیل است که بزرگترین فرزند امام بوده و پیش از وفات حضرت صادق ( ع ) از دنیا رفته است . طایفه اسماعیلیه به امامت وی&nbsp; قائلند .\r\n\r\nخلق و خوی&nbsp;حضرت صادق ( ع )&nbsp;\r\nحضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در کلیه صفات نیکو و سجایای&nbsp; اخلاقی&nbsp;سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) دارای&nbsp;قلبی&nbsp;روشن به نور الهی&nbsp;و در احسان و انفاق به نیازمندان مانند اجداد خود بود . دارای&nbsp;حکمت و علم وسیع و نفوذ کلام و قدرت بیان بود . با کمال تواضع و در عین حال با نهایت مناعت طبع کارهای&nbsp;خود را شخصا انجام می داد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بیل به دست گرفته ، در مزرعه خود کشاورزی&nbsp; می کرد و می فرمود : اگر در این حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود ، زیرا به کد یمین و عرق جبین آذوقه و معیشت خود و خانواده ام را تأمین می نمایم . ابن خلکان می نویسد : امام صادق ( ع ) یکی&nbsp;از ائمه دوازده گانه مذهب امامیه و از سادات اهل بیت رسالت است . از این جهت به وی&nbsp;صادق می گفتند که هر چه می گفت راست و درست بود و فضیلت او مشهورتر از آن است که گفته شود . مالک می گوید : با حضرت صادق ( ع ) سفری&nbsp;به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسید ، امام صادق ( ع ) حالش تغییر کرد ، نزدیک بود از مرکب بیفتد و هر چه می خواست لبیک بگوید ، صدا در گلویش گیر می کرد . به او گفتم : ای&nbsp;پسر پیغمبر ، ناچار باید بگویی&nbsp;لبیک ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگویم لبیک ، می ترسم خداوند در جوابم بگوید : لا لبیک ولا سعدیک .\r\n","content_html":"<p>حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مذهب جعفری&nbsp;( شیعه ) در روز 17 ربیع الاول سال 83هجری&nbsp;چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش &quot;ام فروه &quot; دختر قاسم بن محمد بن ابی&nbsp; بکر می باشد. کنیه آن حضرت : &quot;ابو عبدالله &quot; و لقبش &quot;صادق &quot; است . حضرت صادق تا سن 12سالگی&nbsp;معاصر جد گرامیش حضرت سجاد بود و مسلما تربیت اولیه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چینی&nbsp;کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نیز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی&nbsp; کرد و با این ترتیب 31سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر یک از آنان در زمان خویش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فیض کسب نور می نمودند گذرانید . بنابراین صرف نظر از جنبه الهی&nbsp;و افاضات رحمانی&nbsp;که هر امامی&nbsp;آن را دار می باشد ، بهره مندی&nbsp; از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی&nbsp;و شم علمی&nbsp; و ذکاوت بسیار ، به حد کمال علم و ادب رسید و در عصر خود بزرگترین قهرمان علم و دانش گردید . پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نیز دوره امامت او بود که در این مدت &quot;مکتب جعفری &quot; را پایه ریزی&nbsp;فرمود و موجب بازسازی&nbsp;و زنده نگهداشتن شریعت محمدی&nbsp;( ص ) گردید . زندگی&nbsp;پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی&nbsp; امیه ( هشام بن عبدالملک - ولید بن یزید - یزید بن ولید - ابراهیم بن ولید - مروان حمار ) که هر یک به نحوی&nbsp;موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم می کرده اند ، و دو نفر از خلفای&nbsp;عباسی&nbsp;( سفاح و منصور ) نیز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بیداد و ستم بر امویان پیشی&nbsp;گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شریفش در ناامنی&nbsp;و ناراحتی&nbsp;بیشتری&nbsp;بسر می برد .<\/p>\r\n\r\n<p><a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=8#Top2\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">عصر امام صادق ( ع )&nbsp;<\/a><br \/>\r\nعصر امام صادق ( ع ) یکی&nbsp;از طوفانی ترین ادوار تاریخ اسلام است که از یک سو اغتشاشها و انقلابهای&nbsp;پیاپی&nbsp; گروههای&nbsp;مختلف ، بویژه از طرف خونخواهان امام حسین ( ع ) رخ می داد ، که انقلاب &quot;ابو سلمه &quot; در کوفه و &quot;ابو مسلم &quot; در خراسان و ایران از مهمترین آنها بوده است . و همین انقلاب سرانجام حکومت شوم بنی&nbsp;امیه را برانداخت و مردم را از یوغ ستم و بیدادشان رها ساخت . لیکن سرانجام بنی&nbsp;عباس با تردستی&nbsp;و توطئه ، بناحق از انقلاب بهره گرفته و حکومت و خلافت را تصاحب کردند . دوره انتقال حکومت هزار ماهه بنی&nbsp;امیه به بنی&nbsp;عباس طوفانی ترین و پر هرج و مرج ترین دورانی&nbsp;بود که زندگی&nbsp;امام صادق ( ع ) را فراگرفته بود . و از دیگر سو عصر آن حضرت ، عصر برخورد مکتبها و ایده ئولوژیها و عصر تضاد افکار فلسفی&nbsp;و کلامی&nbsp;مختلف بود ، که از برخورد ملتهای&nbsp;اسلام با مردم کشورهای&nbsp;فتح شده و نیز روابط مراکز اسلامی&nbsp;با دنیای&nbsp;خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نیز شور و هیجانی&nbsp;برای&nbsp;فهمیدن و پژوهش پدید آورده بود . عصری&nbsp;که کوچکترین کم کاری&nbsp;یا عدم بیداری&nbsp;و تحرک پاسدار راستین اسلام ، یعنی&nbsp; امام ( ع ) ، موجب نابودی&nbsp; دین و پوسیدگی&nbsp;تعلیمات حیات بخش اسلام ، هم از درون و هم از بیرون می شد . اینجا بود که امام ( ع ) دشواری&nbsp;فراوان در پیش و مسؤولیت عظیم بر دوش داشت . پیشوای&nbsp;ششم در گیر و دار چنین بحرانی&nbsp;می بایست از یک سو به فکر نجات افکار توده مسلمان از الحاد و بی دینی&nbsp;و کفر و نیز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی&nbsp;از مسیر راستین باشد ، و از توجیهات غلط و وارونه دستورات دین به وسیله خلفای&nbsp;وقت جلوگیری&nbsp;کند . علاوه بر این ، با نقشه ای&nbsp; دقیق و ماهرانه ، شیعه را از اضمحلال و نابودی&nbsp; برهاند ، شیعه ای&nbsp;که در خفقان و شکنجه حکومت پیشین ، آخرین رمقها را می گذراند ، و آخرین نفرات خویش را قربانی&nbsp;می داد ، و رجال و مردان با ارزش شیعه یا مخفی&nbsp; بودند ، و یا در کر و فر و زرق و برق حکومت غاصب ستمگر ذوب شده بودند ، و جرأت ابراز شخصیت نداشتند ، حکومت جدید هم در کشتار و بی عدالتی&nbsp;دست کمی&nbsp;از آنها نداشت و وضع به حدی&nbsp; خفقان آور و ناگوار و خطرناک بود که همگی&nbsp;یاران امام ( ع ) را در معرض خطر مرگ قرار می داد ، چنانکه زبده هایشان جزو لیست سیاه مرگ بودند . &quot;جابر جعفی &quot; یکی&nbsp; از یاران ویژه امام است که از طرف آن حضرت برای&nbsp;انجام دادن امری&nbsp;به سوی&nbsp;کوفه می رفت . در بین راه قاصد تیز پای&nbsp;امام به او رسید و گفت : امام ( ع ) می گوید : خودت را به دیوانگی&nbsp;بزن ، همین دستور او را از مرگ نجات داد و حاکم کوفه که فرمان محرمانه ترور را از طرف خلیفه داشت از قتلش به خاطر دیوانگی&nbsp;منصرف شد . جابر جعفی&nbsp;که از اصحاب سر امام باقر ( ع ) نیز می باشد می گوید : امام باقر ( ع ) هفتاد هزار بیت حدیث به من آموخت که به کسی&nbsp;نگفتم و نخواهم گفت ... او روزی&nbsp;به حضرت عرض کرد مطالبی&nbsp;از اسرار به من گفته ای&nbsp;که سینه ام تاب تحمل آن را ندارد و محرمی&nbsp;ندارم تا به او بگویم و نزدیک است دیوانه شوم . امام فرمود : به کوه و صحرا برو و چاهی&nbsp;بکن و سر در دهانه چاه بگذار و در خلوت چاه بگو : حدثنی&nbsp; محمد بن علی&nbsp;بکذا وکذا ... ، ( یعنی&nbsp;امام باقر ( ع ) به من فلان مطلب را گفت ، یا روایت کرد ) . آری&nbsp;، شیعه می رفت که نابود شود ، یعنی&nbsp;اسلام راستین به رنگ خلفا درآید ، و به صورت اسلام بنی&nbsp;امیه ای&nbsp;یا بنی&nbsp;عباسی&nbsp;خودنمایی&nbsp;کند . در چنین شرایط دشواری&nbsp;، امام دامن همت به کمر زد و به احیا و بازسازی&nbsp; معارف اسلامی&nbsp;پرداخت و مکتب علمی&nbsp;عظیمی&nbsp;به وجود آورد که محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص ( همانند هشام ، محمد بن مسلم و ... ) در رشته های&nbsp; گوناگون علوم بودند ، و اینان در سراسر کشور پهناور اسلامی&nbsp;آن روز پخش شدند . هر یک از اینان از طرفی&nbsp; خود ، بازگوکننده منطق امام که همان منطق اسلام است و پاسدار میراث دینی&nbsp; و علمی&nbsp;و نگهدارنده تشیع راستین بودند ، و از طرف دیگر مدافع و مانع نفوذ افکار ضد اسلامی&nbsp;و ویرانگر در میان مسلمانان نیز بودند . تأسیس چنین مکتب فکری&nbsp; و این سان نوسازی&nbsp;و احیاگری&nbsp;تعلیمات اسلامی&nbsp;، سبب شد که امام صادق ( ع ) به عنوان رئیس مذهب جعفری&nbsp;( تشیع ) مشهور گردد . لیکن طولی&nbsp;نکشید که بنی&nbsp;عباس پس از تحکیم پایه های&nbsp;حکومت و نفوذ خود ، همان شیوه ستم و فشار بنی&nbsp;امیه را پیش گرفتند و حتی&nbsp;از آنان هم گوی&nbsp;سبقت را ربودند . امام صادق ( ع ) که همواره مبارزی&nbsp;نستوه و خستگی ناپذیر و انقلابیی&nbsp;بنیادی&nbsp;در میدان فکر و عمل بوده ، کاری&nbsp;که امام حسین ( ع ) به صورت قیام خونین انجام داد ، وی&nbsp;قیام خود را در لباس تدریس و تأسیس مکتب و انسان سازی&nbsp;انجام داد و جهادی&nbsp;راستین کرد .<\/p>\r\n\r\n<p><a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=8#Top3\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">جنبش علمی&nbsp;<\/a><br \/>\r\nاختلافات سیاسی&nbsp;بین امویان و عباسیان و تقسیم شدن اسلام به فرقه های&nbsp;مختلف و ظهور عقاید مادی&nbsp;و نفوذ فلسفه یونان در کشورهای&nbsp;اسلامی&nbsp;، موجب پیدایش یک نهضت علمی&nbsp;گردید . نهضتی&nbsp;که پایه های&nbsp;آن بر حقایق مسلم استوار بود . چنین نهضتی&nbsp; لازم بود ، تا هم حقایق دینی&nbsp;را از میان خرافات و موهومات و احادیث جعلی&nbsp;بیرون کشد و هم در برابر زندیقها و مادیها با نیروی&nbsp;منطق و قدرت استدلال مقاومت کند و آرای&nbsp;سست آنها را محکوم سازد . گفتگوهای&nbsp;علمی&nbsp;و مناظرات آن حضرت با افراد دهری&nbsp;و مادی&nbsp;مانند &quot;ابن ابی&nbsp;العوجاء&quot; و &quot;ابو شاکر دیصانی &quot; و حتی&nbsp;&quot;ابن مقفع &quot; معروف است . به وجود آمدن چنین نهضت علمی&nbsp;در محیط آشفته و تاریک آن عصر ، کار هر کسی&nbsp; نبود ، فقط کسی&nbsp;شایسته این مقام بزرگ بود که مأموریت الهی&nbsp;داشته باشد و از جانب خداوند پشتیبانی&nbsp; شود ، تا بتواند به نیروی&nbsp;الهام و پاکی&nbsp;نفس و تقوا وجود خود را به مبدأ غیب ارتباطدهد ، حقایق علمی&nbsp;را از دریای&nbsp;بیکران علم الهی&nbsp;به دست آورد ، و در دسترس استفاده گوهرشناسان حقیقت قرار دهد . تنها وجود گرامی&nbsp; حضرت صادق ( ع ) می توانست چنین مقامی&nbsp;داشته باشد ، تنها امام صادق ( ع ) بود که با کناره گیری&nbsp;از سیاست و جنجالهای&nbsp;سیاسی&nbsp;از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانین و احادیث راستین دین مبین و تبلیغ احکام و تعلیم و تربیت مسلمانان کمر همت بر میان بست . زمان امام صادق ( ع ) در حقیقت عصر طلایی&nbsp;دانش و ترویج احکام و تربیت شاگردانی&nbsp;بود که هر یک مشعل نورانی&nbsp;علم را به گوشه و کنار بردند و در &quot;خودشناسی &quot; و &quot;خداشناسی &quot; مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدایت مردم کوشیدند . در همین دوران درخشان - در برابر فلسفه یونان - کلام و حکمت اسلامی&nbsp;رشد کرد و فلاسفه و حکمای&nbsp;بزرگی&nbsp;در اسلام پرورش یافتند . همزمان با نهضت علمی&nbsp;و پیشرفت دانش بوسیله حضرت صادق ( ع ) در مدینه ، منصور خلیفه عباسی&nbsp;که از راه کینه و حسد ، به فکر ایجاد مکتب دیگری&nbsp;افتاد که هم بتواند در برابر مکتب جعفری&nbsp; استقلال علمی&nbsp;داشته باشد و هم مردم را سرگرم نماید و از خوشه چینی&nbsp;از محضر امام ( ع ) بازدارد . بدین جهت منصور مدرسه ای&nbsp;در محله &quot;کرخ &quot; بغداد تأسیس نمود . منصور در این مدرسه از وجود ابو حنیفه در مسائل فقهی&nbsp;استفاده نمود و کتب علمی&nbsp;و فلسفی&nbsp;را هم دستور داد از هند و یونان آوردند و ترجمه نمودند ، و نیز مالک را - که رئیس فرقه مالکی&nbsp;است - بر مسند فقه نشاند ، ولی&nbsp;این مکتبها نتوانستند وظیفه ارشاد خود را چنانکه باید انجام دهند . امام صادق ( ع ) مسائل فقهی&nbsp;و علمی&nbsp;و کلامی&nbsp;را که پراکنده بود ، به صورت منظم درآورد ، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زیادی&nbsp;تربیت فرمود که باعث گسترش معارف اسلامی&nbsp; در جهان گردید . دانش گستری&nbsp;امام ( ع ) در رشته های&nbsp;مختلف فقه ، فلسفه و کلام ، علوم طبیعی&nbsp;و ... آغاز شد . فقه جعفری&nbsp;همان فقه محمدی&nbsp;یا دستورهای&nbsp;دینی&nbsp;است که از سوی&nbsp;خدا به پیغمبر بزرگوارش از طریق قرآن و وحی&nbsp;رسیده است . بر خلاف سایر فرقه ها که بر مبنای&nbsp;عقیده و رأی&nbsp;و نظر خود مطالبی&nbsp;را کم یا زیاد می کردند ، فقه جعفری&nbsp; توضیح و بیان همان اصول و فروعی&nbsp;بود که در مکتب اسلام از آغاز مطرح بوده است . ابو حنیفه رئیس فرقه حنفی&nbsp;درباره امام صادق ( ع ) گفت : من فقیه تر از جعفرالصادق کسی&nbsp;را ندیده ام و نمی شناسم . فتوای&nbsp;بزرگترین فقیه جهان تسنن شیخ محمد شلتوت رئیس دانشگاه الازهر مصر که با کمال صراحت عمل به فقه جعفری&nbsp;را مانند مذاهب دیگر اهل سنت جایز دانست - در روزگار ما - خود اعترافی&nbsp; است بر استواری&nbsp;فقه جعفری&nbsp;و حتی&nbsp;برتری&nbsp;آن بر مذاهب دیگر . و اینها نتیجه کار و عمل آن روز امام صادق ( ع ) است . در رشته فلسفه و حکمت حضرت صادق ( ع ) همیشه با اصحاب و حتی&nbsp;کسانی&nbsp;که از دین و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتی&nbsp;داشته است . نمونه ای&nbsp;از بیانات امام ( ع ) که در اثبات وجود خداوند حکیم است ، به یکی&nbsp;از شاگردان واصحاب خود به نام &quot;مفضل بن عمر&quot; فرمود که در کتابی&nbsp;به نام &quot;توحید مفضل &quot; هم اکنون در دست است . مناظرات امام صادق ( ع ) با طبیب هندی&nbsp;که موضوع کتاب &quot;اهلیلجه &quot; است نیز نکات حکمت آموز بسیاری&nbsp; دارد که گوشه ای&nbsp;از دریای&nbsp;بیکران علم امام صادق ( ع ) است . برای&nbsp;شناسایی&nbsp;استاد معمولا دو راه داریم ، یکی&nbsp;شناختن آثار و کلمات او ، دوم شناختن شاگردان و تربیت شدگان مکتبش . کلمات و آثار و احادیث زیادی&nbsp;از حضرت صادق ( ع ) نقل شده است که ما حتی&nbsp; قطره ای&nbsp;از دریا را نمی توانیم به دست دهیم مگر &quot;نمی&nbsp;از یمی &quot; . اما شاگردان آن حضرت هم بیش از چهار هزار بوده اند ، یکی&nbsp;از آنها &quot;جابر بن حیان &quot; است . جابر از مردم خراسان بود . پدرش در طوس به داروفروشی&nbsp;مشغول بود که به وسیله طرفداران بنی&nbsp;امیه به قتل رسید . جابر بن حیان پس از قتل پدرش به مدینه آمد . ابتدا در نزد امام محمد باقر ( ع ) و سپس در نزد امام صادق ( ع ) شاگردی&nbsp;کرد . جابر یکی&nbsp; از افراد عجیب روزگار و از نوابغ بزرگ جهان اسلام است . در تمام علوم و فنون مخصوصا در علم شیمی&nbsp;تألیفات زیادی&nbsp;دارد ، و در رساله های&nbsp; خود همه جا نقل می کند که ( جعفر بن محمد ) به من چنین گفت یا تعلیم داد یا حدیث کرد . از اکتشافات او اسید ازتیک ( تیزآب ) و تیزاب سلطانی&nbsp;و الکل است . وی&nbsp;چند فلز و شبه فلز را در زمان خود کشف کرد . در دوران &quot;رنسانس اروپا&quot; در حدود 300رساله از جابر به زبان آلمانی&nbsp;چاپ و ترجمه شده که در کتابخانه های&nbsp;برلین و پاریس ضبط است . حضرت صادق ( ع ) بر اثر توطئه های&nbsp;منصور عباسی&nbsp;در سال 148هجری&nbsp;مسموم و در قبرستان بقیع در مدینه مدفون شد . عمر شریفش در این هنگام 65سال بود . از جهت اینکه عمر بیشتری&nbsp;نصیب ایشان شده است به &quot;شیخ الائمه &quot; موسوم است . حضرت امام صادق ( ع ) هفت پسر و سه دختر داشت . پس از حضرت صادق ( ع ) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسی&nbsp;کاظم ( ع ) منتقل گردید . دیگر از فرزندان آن حضرت اسمعیل است که بزرگترین فرزند امام بوده و پیش از وفات حضرت صادق ( ع ) از دنیا رفته است . طایفه اسماعیلیه به امامت وی&nbsp; قائلند .<\/p>\r\n\r\n<p><a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=8#Top4\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">خلق و خوی&nbsp;حضرت صادق ( ع )&nbsp;<\/a><br \/>\r\nحضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در کلیه صفات نیکو و سجایای&nbsp; اخلاقی&nbsp;سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) دارای&nbsp;قلبی&nbsp;روشن به نور الهی&nbsp;و در احسان و انفاق به نیازمندان مانند اجداد خود بود . دارای&nbsp;حکمت و علم وسیع و نفوذ کلام و قدرت بیان بود . با کمال تواضع و در عین حال با نهایت مناعت طبع کارهای&nbsp;خود را شخصا انجام می داد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بیل به دست گرفته ، در مزرعه خود کشاورزی&nbsp; می کرد و می فرمود : اگر در این حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود ، زیرا به کد یمین و عرق جبین آذوقه و معیشت خود و خانواده ام را تأمین می نمایم . ابن خلکان می نویسد : امام صادق ( ع ) یکی&nbsp;از ائمه دوازده گانه مذهب امامیه و از سادات اهل بیت رسالت است . از این جهت به وی&nbsp;صادق می گفتند که هر چه می گفت راست و درست بود و فضیلت او مشهورتر از آن است که گفته شود . مالک می گوید : با حضرت صادق ( ع ) سفری&nbsp;به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسید ، امام صادق ( ع ) حالش تغییر کرد ، نزدیک بود از مرکب بیفتد و هر چه می خواست لبیک بگوید ، صدا در گلویش گیر می کرد . به او گفتم : ای&nbsp;پسر پیغمبر ، ناچار باید بگویی&nbsp;لبیک ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگویم لبیک ، می ترسم خداوند در جوابم بگوید : لا لبیک ولا سعدیک .<\/p>\r\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2022-05-25 13:09:58","content_date_event":"2022-05-25 13:09:58","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2022-05-25 13:12:17","content_date_register":"2022-05-25 13:12:17","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":1,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":8756,"eid":0,"attach_title":"شهادت شیخ الائمه حضرت امام جعفر صادق ( علیه السلام ) بر مسلمانان جهان تسلیت باد.","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066_150_106.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066_267_189.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066_267_189.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066_267_189.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066_267_189.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066_267_189.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2455488066,"files":{"original":{"url":".\/file\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066.jpg","width":267,"height":189,"size":0}}}],"images":[{"id":93406,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066_150_106.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066_267_189.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066_267_189.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066_267_189.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066_267_189.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93406_2455488066_267_189.webp"},"file_size":9943,"width":267,"height":189,"show_title":1,"title":"شهادت شیخ الائمه حضرت امام جعفر صادق ( علیه السلام ) بر مسلمانان جهان تسلیت باد.","priority":0},{"id":93403,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/87\/attach\/201508\/93403_3336601224.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93403_3336601224_150_93.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93403_3336601224_285_177.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93403_3336601224_285_177.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93403_3336601224_285_177.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93403_3336601224_285_177.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201508\/93403_3336601224_285_177.webp"},"file_size":20676,"width":285,"height":177,"show_title":1,"title":"25شوال ، سالروز شهادت جانسوز شیخ الائمه حضرت امام جعفر صادق ( علیه السلام) تسلیت باد .","priority":1}]}]]