[[{"content_id":132989,"content_number":0,"portal_id":87,"lang_id":"fa","content_title":"سالروز ولادت سراسر نور حضرت امام محمد باقر( علیه السلام ) مبارکباد.","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"سالروز ولادت سراسر نور حضرت امام محمد باقر( علیه السلام ) مبارکباد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\nسالروز ولادت سراسر نور وبابرکت حضرت امام محمد باقر( علیه السلام ) مبارکباد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ، بدین جهت که : دریای&nbsp;دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب دیگری&nbsp;مانند شاکر و صابر و هادی&nbsp;نیز برای&nbsp;آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی&nbsp;از صفات آن امام بزرگوار بوده است . کنیه امام &quot; ابوجعفر &quot; بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی&nbsp;( ع ) است . بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی&nbsp;پدر به امام حسین ( ع ) می رسید . پدرش حضرت سیدالساجدین ، امام زین العابدین ، علی&nbsp;بن الحسین ( ع ) است . تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری&nbsp;در مدینه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی&nbsp;بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد . دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری&nbsp;که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . یعنی&nbsp;مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است . در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) مسائلی&nbsp;مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی&nbsp;و ظهور سرداران و مدعیانی&nbsp;مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی&nbsp; و دیگران مطرح است ، ترجمه کتابهای&nbsp;فلسفی&nbsp;و مجادلات کلامی&nbsp;در این دوره پیش می آید ، و عده ای&nbsp;از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می شوند . قاضیها و متکلمانی&nbsp;به دلخواه مقامات رسمی&nbsp;و صاحب قدرتان پدید می آیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر می نماید ، و تعلیمات قرآنی&nbsp;- به ویژه مسأله امامت و ولایت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسیاری&nbsp;از حق طلبان را به حقانیت آل علی&nbsp;( ع ) متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی&nbsp;و دین به دنیا فروشان برگرفته بود ، به انحراف می کشاندند و احادیث نبوی&nbsp;را در بوته فراموشی&nbsp;قرار می دادند . برخی&nbsp;نیز احادیثی&nbsp;به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند . اینها عواملی&nbsp;بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند . بدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وی&nbsp;امام جعفر صادق ( ع ) از موقعیت مساعد روزگار سیاسی&nbsp;، برای&nbsp;نشر تعلیمات اصیل اسلامی&nbsp;و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی&nbsp; را پایه ریزی&nbsp;نمودند . زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقی&nbsp;تعلیمات پیامبر ( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند ، و می بایست به تربیت شاگردانی&nbsp;عالم و عامل و یارانی&nbsp;شایسته و فداکار دست یازند ، و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوین و تدریس کنند . به همین جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء و دانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود . در مکتب تربیتی&nbsp;امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته می شد . ابوجعفر امام محمد باقر ( ع ) متولی&nbsp;صدقات حضرت رسول ( ص ) و امیرالمؤمنین ( ع ) و پدر و جد خود بود و این صدقات را بر بنی&nbsp;هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم می کرد ، و اداره آنها را از جهت مالی&nbsp;به عهده داشت . امام باقر ( ع ) دارای&nbsp;خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی&nbsp;بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید . در کمال وقار و شکوه حرکت می فرمود . از آن حضرت می پرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش می پوشید ، تو چرا لباس فاخر بر تن می کنی&nbsp;؟ پاسخ می داد : مقتضای&nbsp;تقوای&nbsp;جدم و فرمانداری&nbsp;آن روز ، که محرومان و فقرا و تهیدستان زیاد بودند ، چنان بود . من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار ، نمی توانم تعظیم شعائر دین کنم . امام پنجم ( ع ) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود . با همه اصحاب مصافحه می کرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود . در ضمن سخنانش می فرمود : مصافحه کردن کدورتهای&nbsp;درونی&nbsp; را از بین می برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - می ریزد . امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی&nbsp;مانند دستگیری&nbsp;از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینی&nbsp;، کمال مواظبت را داشت . می خواست سنتهای&nbsp;جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی&nbsp; را به مردم تعلیم نماید . در روزهای&nbsp;گرم برای&nbsp;رسیدگی&nbsp;به مزارع و نخلستانها بیرون می رفت ، و با کارگران و کشاورزان بیل می زد و زمین را برای&nbsp; کشت آماده می ساخت . آنچه از محصول کشاورزی&nbsp;- که با عرق جبین و کد یمین - به دست می آورد در راه خدا انفاق می فرمود . بامداد که برای&nbsp;ادای&nbsp;نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) می رفت ، پس از گزاردن فریضه ، مردم گرداگردش جمع می شدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره مند می گشتند . مدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهای&nbsp;دیگر اسلامی&nbsp;در واژگون جلوه دادن حقایق اسلامی&nbsp;- با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسیار کردند . ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای&nbsp; بی سابقه آل ابوسفیان ، که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت ( ع ) توجه کردند ، در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأله امامت و رهبری&nbsp;، که تنها شایسته امام معصوم است ، سعی&nbsp;بلیغ کردند و معارف حقه اسلامی&nbsp;را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایی&nbsp;رسید که فرزند گرامی&nbsp; آن امام ، حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهی&nbsp;با چهار هزار شاگرد پایه گذاری&nbsp; نمود ، و احادیث و تعلیمات اسلامی&nbsp;را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد . امام سجاد ( ع ) با زبان دعا و مناجات و یادآوری&nbsp;از مظالم اموی&nbsp;و امر به معروف و نهی&nbsp;از منکر و امام باقر ( ع ) با تشکیل حلقه های&nbsp;درس ، زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینی&nbsp; را برای&nbsp;مردم روشن فرمود . رسول اکرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینی&nbsp;وحی&nbsp;الهی&nbsp; وظایفی&nbsp;را که فرزندان و اهل بیت گرامی اش در آینده انجام خواهند داد و نقشی&nbsp; را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت ، ضمن احادیثی&nbsp; که از آن حضرت روایت شده ، تعیین فرموده است . چنان که در این حدیث آمده است : روزی&nbsp;جابر بن عبدالله انصاری&nbsp;که در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریک شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفیاب شد . صدای&nbsp;کودکی&nbsp; را شنید ، پرسید کیستی&nbsp;؟ گفت من محمد بن علی&nbsp;بن الحسینم ، جابر گفت : نزدیک بیا ، سپس دست او را گرفت و بوسید و عرض کرد : روزی&nbsp;خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم . فرمود : شاید زنده بمانی&nbsp;و محمد بن علی&nbsp;بن الحسین که یکی&nbsp;از اولاد من است ملاقات کنی&nbsp;. سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد . علم و دین را نشر بده . امام پنجم هم به امر جدش قیام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینی&nbsp;و تعلیم حقایق قرآنی&nbsp; و احادیث نبوی&nbsp;( ص ) پرداخت . این جابر بن عبدالله انصاری&nbsp;همان کسی&nbsp;است که در نخستین سال بعد از شهادت حضرت امام حسین ( ع ) به همراهی&nbsp;عطیه که مانند جابر از بزرگان و عالمان با تقوا و از مفسران بود ، در اربعین حسینی&nbsp;به کربلا آمد و غسل کرد ، و در حالی&nbsp; که عطیه دستش را گرفته بود در کنار قبر مطهر حضرت سیدالشهداء آمد و زیارت آن سرور شهیدان را انجام داد . باری&nbsp;، امام باقر علیه السلام منبع انوار حکمت و معدن احکام الهی&nbsp;بود . نام نامی&nbsp;آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت و کلمات قصار و اندرزهایی&nbsp;همراه است ، که به ویژه در 19سال امامت برای&nbsp;ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است . بنا به روایاتی&nbsp;که نقل شده است ، در هیچ مکتب و محضری&nbsp; دانشمندان خاضعتر و خاشعتر از محضر محمد بن علی&nbsp;( ع ) نبوده اند . در زمان امیرالمؤمنین علی&nbsp;( ع ) گوئیا ، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که باید - بر مردم روشن نبود ، گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای&nbsp;حیات مادی&nbsp;بیرون ننهاده و از زلال دانش علوی&nbsp;جامی&nbsp; ننوشیده بودند ، و در کنار دریای&nbsp; بیکران وجود علی&nbsp;( ع ) تشنه لب بودند و جز عده ای&nbsp; معدود قدر چونان گوهری&nbsp;را نمی دانستند . بی جهت نبود که مولای&nbsp;متقیان بارها می فرمود : سلونی&nbsp;قبل از تفقدونی&nbsp; پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید . و بارها می گفت : من به راههای&nbsp;آسمان از راههای&nbsp;زمین آشناترم . ولی&nbsp;کو آن گوهرشناسی&nbsp;که قدر گوهر وجود علی&nbsp;را بداند ؟ اما به تدریج ، به ویژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامی&nbsp;را درک می کردند ، و مانند تشنه لبی&nbsp; که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد ، زلال گوارای&nbsp;دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمی&nbsp;امام ( ع ) شدند ، و به قول یکی&nbsp;از مورخان : &quot; مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشی&nbsp; متوجه فتح دروازه های&nbsp;علم و فرهنگ شدند &quot; . امام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرینان - فراهم نبود ، از این رو ، نشر معارف اسلام و فعالیت علمی&nbsp;را و هم مبارزه عقیدتی&nbsp;و معنوی&nbsp;با سازمان حکومت اموی&nbsp;را ، از این طریق مناسب تر می دید ، و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود ، به فعالیتهای&nbsp;ثمر بخش علمی&nbsp;در این زمینه پرداخت . اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهای&nbsp;مختلف - بر ضرر حکومت بود ، مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار می گرفت . در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفی&nbsp; شورش ( علیه دستگاه ) غافل نبود ، و از راه دیگری&nbsp; نیز آن را دامن می زد : و آن راه ، تجلیل و تأیید برادر شورشی اش زید بن علی&nbsp;بن الحسین بود . روایاتی&nbsp;در دست است که وضع امام محمد باقر ( ع ) که خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فکری&nbsp;و فرهنگی&nbsp;بوده و نقش مهمی&nbsp;در نشر اخلاق و فلسفه اصیل اسلامی&nbsp; و جهان بینی&nbsp;خاص قرآن ، و تنظیم مبانی&nbsp;فقهی&nbsp;و تربیت شاگردانی&nbsp;&quot; مانند امام شافعی&nbsp;&quot; و تدوین مکتب داشته ، موضع انقلابی&nbsp;برادرش &quot; زید &quot; را نیز تأیید می کرده است چنانکه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) می فرمود : خداوندا پشت من را به زید محکم کن . و نیز نقل شده است که روزی&nbsp;زید بر امام باقر ( ع ) وارد شد ، چون امام ( ع ) زید بن علی&nbsp; را دید ، این آیه را تلاوت کرد : &quot; یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله &quot; . یعنی&nbsp;: &quot; ای&nbsp; مؤمنان ، بر پای&nbsp;دارندگان عدالت باشید و گواهان ، خدای&nbsp;را &quot; . آنگاه فرمود : انت و الله یا زید من اهل ذلک ، ای&nbsp;زید ، به خدا سوگند تو نمونه عمل به این آیه ای&nbsp;. می دانیم که زید برادر امام محمد باقر ( ع ) که تحت تأثیر تعلیمات ائمه ( ع ) برای&nbsp;اقامه عدل و دین قیام کرد . سرانجام علیه هشام به عبدالملک اموی&nbsp;، در سال ( 120یا 122) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج کرد و دستگاه جبار ، ناجوانمردانه او را به قتل رساند . بدن مقدس زید را سالها بر دار کردند و سپس سوزانیدند . و چنانکه تاریخ می نویسد : گرچه نهضت زید نیز به نتیجه ای&nbsp; نینجامید و قیامهای&nbsp;دیگری&nbsp;نیز که در این دوره به وجود آمد ، از جهت ظاهری&nbsp;به نتایجی&nbsp;نرسید ، ولی&nbsp;این قیامها و اقدامها در تاریخ تشیع موجب تحرک و بیداری&nbsp; و بروز فرهنگ شهادت علیه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاک شیعه را در جوشش و غلیان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاریخ شیعه ادامه داده است . امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به این قیامها دست نیازیدند ، که زمینه را مساعد نمی دیدند ، ولی&nbsp; در هر فرصت و موقعیت به تصحیح نظر جامعه درباره حکومت و تعلیم و نشر اصول اسلام و روشن کردن افکار ، که نوعی&nbsp; دیگر از مبارزه است ، دست زدند . چه در این دوره ، حکومت اموی&nbsp;رو به زوال بود و فتنه عباسیان دامنگیر آنان شده بود ، از این رو بهترین فرصت برای&nbsp;نشر افکار زنده و تربیت شاگردان و آزادگان و ترسیم خط درست حکومت ، پیش آمده بود و در حقیقت مبارزه سیاسی&nbsp;به شکل پایه ریزی&nbsp; و تدوین اصول مکتب - که امری&nbsp; بسیار ضروری&nbsp;بود - پیش آمد . اما چنان که اشاره شد ، دستگاه خلافت آنجا که پای&nbsp;مصالح حکومتی&nbsp;پیش می آمد و احساس می کردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمی گیرد و خط صحیح را در شناخت &quot; امام معصوم ( ع ) &quot; و امامت که دنباله خط &quot; رسالت &quot; و بالاخره &quot; حکومت الله &quot; است تعلیم می دهد ، تکان می خوردند و دست به ایذاء و آزار و شکنجه امام ( ع ) می زدند و گاه به زجر و حبس و تبعید ... برای&nbsp;شناخت این امر ، به بیان این واقعه که در تاریخ یاد شده است می پردازیم : &quot; در یکی&nbsp;از سالها که هشام بن عبدالملک ، خلیفه اموی&nbsp;، به حج می آید ، جعفر بن محمد ، امام صادق ، در خدمت پدر خود ، امام محمد باقر ، نیز به حج می رفتند . روزی&nbsp;در مکه ، حضرت صادق ، در مجمع عمومی&nbsp; سخنرانی&nbsp;می کند و در آن سخنرانی&nbsp;تأکید بر سر مسأله پیشوایی&nbsp;و امامت و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفه های&nbsp; خدا در زمین ایشانند نه دیگران ، و اینکه سعادت اجتماعی&nbsp;و رستگاری&nbsp;در پیروی&nbsp; از ایشان است و بیعت با ایشان و ... نه دیگران . این سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته می شود ، آن هم در مکه در موسم حج ، طنینی&nbsp;بزرگ می یابد و به گوش هشام می رسد. هشام در مکه جرأت نمی کند و به مصلحت خود نمی بیند&nbsp; که متعرض آنان شود . اما چون به دمشق می رسد ، مأمور به مدینه&nbsp;&nbsp; &nbsp; می فرستد و از فرماندار مدینه می خواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق &nbsp; روانه کرد ، و چنین می شود . حضرت صادق ( ع ) می فرماید : چون وارد دمشق شدیم ، روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید . هنگامی&nbsp;که به مجلس او درآمدیم ، هشام بر تخت پادشاهی&nbsp;خویش نشسته و لشکر و سپاهیان خود را در سلاح کامل غرق ساخته بود ، و در دو صف در برابر خود نگاه داشته بود . نیز دستور داده بود تا آماج خانه ای&nbsp;( جاهایی&nbsp;که در آن نشانه برای&nbsp;تیراندازی&nbsp;می گذارند ) در برابر او نصب کرده بودند ، و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازی&nbsp;بودند . هنگامی&nbsp; که وارد حیاط قصر او شدیم ، پدرم در پیش می رفت و من از عقب او می رفتم ، چون نزدیک رسیدیم ، به پدرم گفته : &quot; شما هم همراه اینان تیر بیندازید &quot; پدرم گفت : &quot; من پیر شده ام . اکنون این کار از من ساخته نیست اگر من را معاف داری&nbsp;بهتر است &quot; . هشام قسم یاد کرد : &quot; به حق خداوندی&nbsp;که ما را به دین خود و پیغمبر خود گرامی&nbsp;داشت ، تو را معاف نمی دارم &quot; . آنگاه به یکی&nbsp;از بزرگان بنی&nbsp; امیه امر کرد که تیر و کمان خود را به او ( یعنی&nbsp;امام باقر - ع - ) بده تا او نیز در مسابقه شرکت کند . پدرم کمان را از آن مرد بگرفت و یک تیر نیر بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بکشید و بر میان نشانه زد . سپس تیر دیگر بگرفت و بر فاق تیر اول زد ... تا آنکه نه تیر پیاپی&nbsp;افکند . هشام از دیدن این چگونگی&nbsp;خشمگین گشت و گفت : &quot; نیک تیر انداختی&nbsp;ای&nbsp;ابوجعفر ، تو ماهرترین عرب و عجمی&nbsp;در تیراندازی&nbsp;. چرا می گفتی&nbsp;من بر این کار قادر نیستم ؟ ... بگو : این تیراندازی&nbsp;را چه کسی&nbsp;به تو یاد داده است &quot; . پدرم فرمود : &quot; می دانی&nbsp;که در میان اهل مدینه ، این فن شایع است . من در جوانی&nbsp;چندی&nbsp; تمرین این کار کرده ام &quot; . سپس امام صادق ( ع ) اشاره می فرماید که : هشام از مجموع ماجرا غضبناک گشت و عازم قتل پدرم شد . در همان محفل هشام بر سر مقام رهبری&nbsp;و خلافت اسلامی&nbsp; با امام باقر ( ع ) سخن می گوید . امام باقر درباره رهبری&nbsp;رهبران بر حق و چگونگی&nbsp; اداره اجتماع اسلامی&nbsp;و اینکه رهبر یک اجتماع اسلامی&nbsp;باید چگونه باشد ، سخن می گوید . اینها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام - بیش از پیش ناراحت می کند . بعضی&nbsp;نوشته اند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند . و چون به او خبر می دهند که زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شده اند ، امام را رها می کند و به شتاب روانه مدینه می نماید . و پیکی&nbsp; سریع ، پیش از حرکت امام از دمشق ، می فرستد تا در آبادیها و شهرهای&nbsp;سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق - ع - ) تبلیغ کنند تا بدین گونه ، مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند . با این وصف امام ( ع ) در این سفر ، از تماس با مردم - حتی&nbsp;مسیحیان - و روشن کردن آنان غفلت نمی ورزد . جالب توجه و قابل دقت و یادگیری&nbsp;است که امام محمد باقر ( ع ) وصیت می کند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) که مقداری&nbsp; از مال او را وقف کند ، تا پس از مرگش ، تا ده سال در ایام حج و در منی&nbsp; محل اجتماع حاجیها برای&nbsp;سنگ انداختن به شیطان ( رمی&nbsp;جمرات ) و قربانی&nbsp;کردن برای&nbsp; او محفل عزا اقامه کنند . توجه به موضوع و تعیین مکان ، اهمیت بسیار دارد . به گفته صاحب الغدیر&nbsp; زنده یاد علامه امینی&nbsp;- این وصیت برای&nbsp;آن است که اجتماع بزرگ اسلامی&nbsp;، در آن مکان مقدس با پیشوای&nbsp;حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد ، و از دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد ، و این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهی&nbsp;.\r\n\r\nشهادت امام باقر ( ع )&nbsp;\r\nحضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگی&nbsp;کرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت ، نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامی&nbsp; ، تعلیم شاگردان ، رهبری&nbsp; اصحاب و مردم ، اجرا کردن سنتهای&nbsp;جد بزرگوارش در میان خلق ، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحیح رهبری&nbsp;و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعی&nbsp;و امام معصوم ، که تنها خلیفه راستین خدا و رسول ( ص ) در زمین است ، پرداخت و لحظه ای&nbsp; از این وظیفه غفلت نفرمود . سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114هجری&nbsp;در سن 57سالگی&nbsp;در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند .","content_html":"<h1>سالروز ولادت سراسر نور حضرت امام محمد باقر( علیه السلام ) مبارکباد.<\/h1>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><a href=\"http:\/\/shmgh.te.cfu.ac.ir\/cache\/87\/attach\/201604\/141089_1329835188_342_147.jpg\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سالروز ولادت سراسر نور وبابرکت حضرت امام محمد باقر( علیه السلام ) مبارکباد.\"><img alt=\"سالروز ولادت سراسر نور وبابرکت حضرت امام محمد باقر( علیه السلام ) مبارکباد.\" src=\"http:\/\/shmgh.te.cfu.ac.ir\/cache\/87\/attach\/201604\/141089_1329835188_310_133.jpg\" \/><\/a><\/p>\n\n<h4>سالروز ولادت سراسر نور وبابرکت حضرت امام محمد باقر( علیه السلام ) مبارکباد.<\/h4>\n\n<p> <\/p>\n\n<p>نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ، بدین جهت که : دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است . کنیه امام \" ابوجعفر \" بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی ( ع ) است . بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسین ( ع ) می رسید . پدرش حضرت سیدالساجدین ، امام زین العابدین ، علی بن الحسین ( ع ) است . تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدینه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد . دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . یعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است . در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی و ظهور سرداران و مدعیانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی  و دیگران مطرح است ، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در این دوره پیش می آید ، و عده ای از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می شوند . قاضیها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پدید می آیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر می نماید ، و تعلیمات قرآنی - به ویژه مسأله امامت و ولایت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسیاری از حق طلبان را به حقانیت آل علی ( ع ) متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دین به دنیا فروشان برگرفته بود ، به انحراف می کشاندند و احادیث نبوی را در بوته فراموشی قرار می دادند . برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند . اینها عواملی بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند . بدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وی امام جعفر صادق ( ع ) از موقعیت مساعد روزگار سیاسی ، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی  را پایه ریزی نمودند . زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقی تعلیمات پیامبر ( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند ، و می بایست به تربیت شاگردانی عالم و عامل و یارانی شایسته و فداکار دست یازند ، و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوین و تدریس کنند . به همین جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء و دانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود . در مکتب تربیتی امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته می شد . ابوجعفر امام محمد باقر ( ع ) متولی صدقات حضرت رسول ( ص ) و امیرالمؤمنین ( ع ) و پدر و جد خود بود و این صدقات را بر بنی هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم می کرد ، و اداره آنها را از جهت مالی به عهده داشت . امام باقر ( ع ) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید . در کمال وقار و شکوه حرکت می فرمود . از آن حضرت می پرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش می پوشید ، تو چرا لباس فاخر بر تن می کنی ؟ پاسخ می داد : مقتضای تقوای جدم و فرمانداری آن روز ، که محرومان و فقرا و تهیدستان زیاد بودند ، چنان بود . من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار ، نمی توانم تعظیم شعائر دین کنم . امام پنجم ( ع ) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود . با همه اصحاب مصافحه می کرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود . در ضمن سخنانش می فرمود : مصافحه کردن کدورتهای درونی  را از بین می برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - می ریزد . امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگیری از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینی ، کمال مواظبت را داشت . می خواست سنتهای جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی  را به مردم تعلیم نماید . در روزهای گرم برای رسیدگی به مزارع و نخلستانها بیرون می رفت ، و با کارگران و کشاورزان بیل می زد و زمین را برای  کشت آماده می ساخت . آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبین و کد یمین - به دست می آورد در راه خدا انفاق می فرمود . بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) می رفت ، پس از گزاردن فریضه ، مردم گرداگردش جمع می شدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره مند می گشتند . مدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهای دیگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقایق اسلامی - با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسیار کردند . ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای  بی سابقه آل ابوسفیان ، که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت ( ع ) توجه کردند ، در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأله امامت و رهبری ، که تنها شایسته امام معصوم است ، سعی بلیغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایی رسید که فرزند گرامی  آن امام ، حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهی با چهار هزار شاگرد پایه گذاری  نمود ، و احادیث و تعلیمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد . امام سجاد ( ع ) با زبان دعا و مناجات و یادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر ( ع ) با تشکیل حلقه های درس ، زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینی  را برای مردم روشن فرمود . رسول اکرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینی وحی الهی  وظایفی را که فرزندان و اهل بیت گرامی اش در آینده انجام خواهند داد و نقشی  را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت ، ضمن احادیثی  که از آن حضرت روایت شده ، تعیین فرموده است . چنان که در این حدیث آمده است : روزی جابر بن عبدالله انصاری که در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریک شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفیاب شد . صدای کودکی  را شنید ، پرسید کیستی ؟ گفت من محمد بن علی بن الحسینم ، جابر گفت : نزدیک بیا ، سپس دست او را گرفت و بوسید و عرض کرد : روزی خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم . فرمود : شاید زنده بمانی و محمد بن علی بن الحسین که یکی از اولاد من است ملاقات کنی . سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد . علم و دین را نشر بده . امام پنجم هم به امر جدش قیام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینی و تعلیم حقایق قرآنی  و احادیث نبوی ( ص ) پرداخت . این جابر بن عبدالله انصاری همان کسی است که در نخستین سال بعد از شهادت حضرت امام حسین ( ع ) به همراهی عطیه که مانند جابر از بزرگان و عالمان با تقوا و از مفسران بود ، در اربعین حسینی به کربلا آمد و غسل کرد ، و در حالی  که عطیه دستش را گرفته بود در کنار قبر مطهر حضرت سیدالشهداء آمد و زیارت آن سرور شهیدان را انجام داد . باری ، امام باقر علیه السلام منبع انوار حکمت و معدن احکام الهی بود . نام نامی آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت و کلمات قصار و اندرزهایی همراه است ، که به ویژه در 19سال امامت برای ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است . بنا به روایاتی که نقل شده است ، در هیچ مکتب و محضری  دانشمندان خاضعتر و خاشعتر از محضر محمد بن علی ( ع ) نبوده اند . در زمان امیرالمؤمنین علی ( ع ) گوئیا ، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که باید - بر مردم روشن نبود ، گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حیات مادی بیرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی  ننوشیده بودند ، و در کنار دریای  بیکران وجود علی ( ع ) تشنه لب بودند و جز عده ای  معدود قدر چونان گوهری را نمی دانستند . بی جهت نبود که مولای متقیان بارها می فرمود : سلونی قبل از تفقدونی  پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید . و بارها می گفت : من به راههای آسمان از راههای زمین آشناترم . ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند ؟ اما به تدریج ، به ویژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامی را درک می کردند ، و مانند تشنه لبی  که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد ، زلال گوارای دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمی امام ( ع ) شدند ، و به قول یکی از مورخان : \" مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشی  متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند \" . امام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرینان - فراهم نبود ، از این رو ، نشر معارف اسلام و فعالیت علمی را و هم مبارزه عقیدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را ، از این طریق مناسب تر می دید ، و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود ، به فعالیتهای ثمر بخش علمی در این زمینه پرداخت . اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود ، مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار می گرفت . در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفی  شورش ( علیه دستگاه ) غافل نبود ، و از راه دیگری  نیز آن را دامن می زد : و آن راه ، تجلیل و تأیید برادر شورشی اش زید بن علی بن الحسین بود . روایاتی در دست است که وضع امام محمد باقر ( ع ) که خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فکری و فرهنگی بوده و نقش مهمی در نشر اخلاق و فلسفه اصیل اسلامی  و جهان بینی خاص قرآن ، و تنظیم مبانی فقهی و تربیت شاگردانی \" مانند امام شافعی \" و تدوین مکتب داشته ، موضع انقلابی برادرش \" زید \" را نیز تأیید می کرده است چنانکه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) می فرمود : خداوندا پشت من را به زید محکم کن . و نیز نقل شده است که روزی زید بر امام باقر ( ع ) وارد شد ، چون امام ( ع ) زید بن علی  را دید ، این آیه را تلاوت کرد : \" یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله \" . یعنی : \" ای  مؤمنان ، بر پای دارندگان عدالت باشید و گواهان ، خدای را \" . آنگاه فرمود : انت و الله یا زید من اهل ذلک ، ای زید ، به خدا سوگند تو نمونه عمل به این آیه ای . می دانیم که زید برادر امام محمد باقر ( ع ) که تحت تأثیر تعلیمات ائمه ( ع ) برای اقامه عدل و دین قیام کرد . سرانجام علیه هشام به عبدالملک اموی ، در سال ( 120یا 122) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج کرد و دستگاه جبار ، ناجوانمردانه او را به قتل رساند . بدن مقدس زید را سالها بر دار کردند و سپس سوزانیدند . و چنانکه تاریخ می نویسد : گرچه نهضت زید نیز به نتیجه ای  نینجامید و قیامهای دیگری نیز که در این دوره به وجود آمد ، از جهت ظاهری به نتایجی نرسید ، ولی این قیامها و اقدامها در تاریخ تشیع موجب تحرک و بیداری  و بروز فرهنگ شهادت علیه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاک شیعه را در جوشش و غلیان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاریخ شیعه ادامه داده است . امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به این قیامها دست نیازیدند ، که زمینه را مساعد نمی دیدند ، ولی  در هر فرصت و موقعیت به تصحیح نظر جامعه درباره حکومت و تعلیم و نشر اصول اسلام و روشن کردن افکار ، که نوعی  دیگر از مبارزه است ، دست زدند . چه در این دوره ، حکومت اموی رو به زوال بود و فتنه عباسیان دامنگیر آنان شده بود ، از این رو بهترین فرصت برای نشر افکار زنده و تربیت شاگردان و آزادگان و ترسیم خط درست حکومت ، پیش آمده بود و در حقیقت مبارزه سیاسی به شکل پایه ریزی  و تدوین اصول مکتب - که امری  بسیار ضروری بود - پیش آمد . اما چنان که اشاره شد ، دستگاه خلافت آنجا که پای مصالح حکومتی پیش می آمد و احساس می کردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمی گیرد و خط صحیح را در شناخت \" امام معصوم ( ع ) \" و امامت که دنباله خط \" رسالت \" و بالاخره \" حکومت الله \" است تعلیم می دهد ، تکان می خوردند و دست به ایذاء و آزار و شکنجه امام ( ع ) می زدند و گاه به زجر و حبس و تبعید ... برای شناخت این امر ، به بیان این واقعه که در تاریخ یاد شده است می پردازیم : \" در یکی از سالها که هشام بن عبدالملک ، خلیفه اموی ، به حج می آید ، جعفر بن محمد ، امام صادق ، در خدمت پدر خود ، امام محمد باقر ، نیز به حج می رفتند . روزی در مکه ، حضرت صادق ، در مجمع عمومی  سخنرانی می کند و در آن سخنرانی تأکید بر سر مسأله پیشوایی و امامت و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفه های  خدا در زمین ایشانند نه دیگران ، و اینکه سعادت اجتماعی و رستگاری در پیروی  از ایشان است و بیعت با ایشان و ... نه دیگران . این سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته می شود ، آن هم در مکه در موسم حج ، طنینی بزرگ می یابد و به گوش هشام می رسد. هشام در مکه جرأت نمی کند و به مصلحت خود نمی بیند  که متعرض آنان شود . اما چون به دمشق می رسد ، مأمور به مدینه     می فرستد و از فرماندار مدینه می خواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق   روانه کرد ، و چنین می شود . حضرت صادق ( ع ) می فرماید : چون وارد دمشق شدیم ، روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید . هنگامی که به مجلس او درآمدیم ، هشام بر تخت پادشاهی خویش نشسته و لشکر و سپاهیان خود را در سلاح کامل غرق ساخته بود ، و در دو صف در برابر خود نگاه داشته بود . نیز دستور داده بود تا آماج خانه ای ( جاهایی که در آن نشانه برای تیراندازی می گذارند ) در برابر او نصب کرده بودند ، و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازی بودند . هنگامی  که وارد حیاط قصر او شدیم ، پدرم در پیش می رفت و من از عقب او می رفتم ، چون نزدیک رسیدیم ، به پدرم گفته : \" شما هم همراه اینان تیر بیندازید \" پدرم گفت : \" من پیر شده ام . اکنون این کار از من ساخته نیست اگر من را معاف داری بهتر است \" . هشام قسم یاد کرد : \" به حق خداوندی که ما را به دین خود و پیغمبر خود گرامی داشت ، تو را معاف نمی دارم \" . آنگاه به یکی از بزرگان بنی  امیه امر کرد که تیر و کمان خود را به او ( یعنی امام باقر - ع - ) بده تا او نیز در مسابقه شرکت کند . پدرم کمان را از آن مرد بگرفت و یک تیر نیر بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بکشید و بر میان نشانه زد . سپس تیر دیگر بگرفت و بر فاق تیر اول زد ... تا آنکه نه تیر پیاپی افکند . هشام از دیدن این چگونگی خشمگین گشت و گفت : \" نیک تیر انداختی ای ابوجعفر ، تو ماهرترین عرب و عجمی در تیراندازی . چرا می گفتی من بر این کار قادر نیستم ؟ ... بگو : این تیراندازی را چه کسی به تو یاد داده است \" . پدرم فرمود : \" می دانی که در میان اهل مدینه ، این فن شایع است . من در جوانی چندی  تمرین این کار کرده ام \" . سپس امام صادق ( ع ) اشاره می فرماید که : هشام از مجموع ماجرا غضبناک گشت و عازم قتل پدرم شد . در همان محفل هشام بر سر مقام رهبری و خلافت اسلامی  با امام باقر ( ع ) سخن می گوید . امام باقر درباره رهبری رهبران بر حق و چگونگی  اداره اجتماع اسلامی و اینکه رهبر یک اجتماع اسلامی باید چگونه باشد ، سخن می گوید . اینها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام - بیش از پیش ناراحت می کند . بعضی نوشته اند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند . و چون به او خبر می دهند که زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شده اند ، امام را رها می کند و به شتاب روانه مدینه می نماید . و پیکی  سریع ، پیش از حرکت امام از دمشق ، می فرستد تا در آبادیها و شهرهای سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق - ع - ) تبلیغ کنند تا بدین گونه ، مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند . با این وصف امام ( ع ) در این سفر ، از تماس با مردم - حتی مسیحیان - و روشن کردن آنان غفلت نمی ورزد . جالب توجه و قابل دقت و یادگیری است که امام محمد باقر ( ع ) وصیت می کند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) که مقداری  از مال او را وقف کند ، تا پس از مرگش ، تا ده سال در ایام حج و در منی  محل اجتماع حاجیها برای سنگ انداختن به شیطان ( رمی جمرات ) و قربانی کردن برای  او محفل عزا اقامه کنند . توجه به موضوع و تعیین مکان ، اهمیت بسیار دارد . به گفته صاحب الغدیر  زنده یاد علامه امینی - این وصیت برای آن است که اجتماع بزرگ اسلامی ، در آن مکان مقدس با پیشوای حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد ، و از دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد ، و این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهی .<\/p>\n\n<p><a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=7#Top2\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">شهادت امام باقر ( ع ) <\/a><br \/>\nحضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگی کرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت ، نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامی  ، تعلیم شاگردان ، رهبری  اصحاب و مردم ، اجرا کردن سنتهای جد بزرگوارش در میان خلق ، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحیح رهبری و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعی و امام معصوم ، که تنها خلیفه راستین خدا و رسول ( ص ) در زمین است ، پرداخت و لحظه ای  از این وظیفه غفلت نفرمود . سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114هجری در سن 57سالگی در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند .<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2019-03-03 14:04:46","content_date_event":"2019-03-03 14:04:46","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2019-03-03 14:05:34","content_date_register":"2019-03-03 14:05:34","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":1,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":8756,"eid":0,"attach_title":"سالروز ولادت سراسر نور وبابرکت حضرت امام محمد باقر( علیه السلام ) مبارکباد.","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242_150_75.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242_300_150.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242_317_159.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242_317_159.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242_317_159.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242_317_159.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1648900242,"files":{"original":{"url":".\/file\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242.jpg","width":317,"height":159,"size":0}}}],"images":[{"id":141094,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242_150_75.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242_300_150.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242_317_159.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242_317_159.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242_317_159.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141094_1648900242_317_159.webp"},"file_size":15630,"width":317,"height":159,"show_title":1,"title":"سالروز ولادت سراسر نور وبابرکت حضرت امام محمد باقر( علیه السلام ) مبارکباد.","priority":0},{"id":141091,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/87\/attach\/201604\/141091_2543757288.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141091_2543757288_150_96.webp","300":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141091_2543757288_280_180.webp","400":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141091_2543757288_280_180.webp","600":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141091_2543757288_280_180.webp","900":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141091_2543757288_280_180.webp","1200":".\/cache\/87\/attach\/201604\/141091_2543757288_280_180.webp"},"file_size":11839,"width":280,"height":180,"show_title":1,"title":"سالروز ولادت سراسر نور وبابرکت حضرت امام محمد باقر( علیه السلام ) مبارکباد.","priority":1}]}]]